اعتراض آيت الله خامنه اي به نقض حقوق بشر و چند سوال درباره آن

سيد علي خامنه اي در سال 1356 از مشهد به شهرستان ايرانشهر تبعيد مي شود. چند ماه بعد از تبعيد او به آن منطقه چند نفر ديگر شامل محمد‌كاظم راشد يزدي، سيد‌محمد‌علي موسوي و  سيد‌فخرالدين رحيمي خرم‌آبادي نيز به ايرانشهر تبعيد مي شوند.

اما اصل ماجرا مربوط به سندي مي شود كه چند وقت پيش به دستم رسيد. در اين سند كه از اسناد ساواك است آقايان نامبرده شده در سطور بالا به موضوعي اشاره كرده و اعتراض خود را نسبت به آن و تبعيدشان به مقامات كميته ايران دفاع از حقوق بشر ابراز مي دارند. براي درك بهتر موضوع نامه مي توانيد به انتهاي اين مقاله رجوع كنيد و اصل سند را مطالعه فرماييد. زماني كه نامه را خواندم و به محتواي آن انديشيدم، به اين فكر افتادم كه قياسي مختصر درباره سخنان آنان در آن زمان و اين زمان كه در مسند قدرت هستند انجام دهم.

اگر به سخنان مقامات جمهوري اسلامي و به خصوص مقام رهبري گوش داده باشيد هميشه مستقيم يا غير مستقيم شما را از دشمني مي ترسانند كه داراي ماهيت خارجي است و در داخل كشور عواملي دارد. اگر از  كسي از شهروندان ايران بخواهد به مجامع و سازمان هاي خارجي نامه اي بنويسد يا با آنها رابطه اي برقرار كند به ظن مقامات اين افراد از عوامل بيگانه هستند و سعي در براندازي نظامي اسلامي دارند. چه بسيار كساني در زندان هاي ايران هستند كه جرم آنها سخن گفتن مثلا با راديو هاي خارجي است. اين يك طرف قضيه است و طرف ديگر آن ماهيت سازمان ها و نهاد هاي بين المللي در نزد مقامات رژيم است. از نظر  رژيم همه ي سازمان ها و نهادها سعي در براندازي نظام اسلامي هستند و حتي سازمان ملل را نيز ابزار دست شيطان و قدرت هاي استكباري است. رئيس جمهور و رهبر ايران هميشه از حقوق بشر به تمسخر ياد كرده اند و حال پس از 29 سال اين سوال از حضرات براي اينجانب پيش آمده است كه چگونه حقوق بشر براي حضرات در هنگامي كه شما در تبعيد بوديد داراي ارزش و مقام است و نهادهاي مسئول را محترم مي شماريد و حال كه به مسند قدرت تكيه زده ايد سوابق خودتان را نيز فراموش كرده ايد؟‌ شما كه براي يك پست نگهباني درخانه تان به مقامات كميته دفاع از حقوق بشر نامه مي نويسيد و با آنها درباره  قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر  سخن مي گوييد و حال خودتان حتي اجازه ملاقات زندانيان سياسي با خانوده هايشان را نمي دهيد؟ شما كه از اعلاميه جهاني حقوق بشر براي رهايي خود استمداد مي جستيد چرا بار ديگر آن را مطالعه نمي فرمايد تا شايد حداقل حقوق يك انسان را رعايت كنيد؟ حضرات محترم حتي براي يك بار هم كه شده به گذشته مراجعه فرماييد و آنچه را كه بر خودتان گذشته است را مرور فرماييد و با شرايط موجود مقايسه كنيد آيا واقعا اين شرايطي كه به مردم مظلوم ايران كه در واقع زنداني شما هستند تحميل كرده ايد را با آن قوانين وحتي با وجدان بشري سنخيت دارد؟‌ شما در دين و اخلاق ديني خود معتقد به ثبات ارزش هاي اخلاق هستيد و باور داريد كه ارزش ها اخلاقي داراي ارزش مشابهي در ابعاد  زمان و مكان هستند. سوال من از شما اين است كه در سال 1375 شما به حقوق بشر ارزش مي نهاد و حال كه زمان تغيير يافته چرا اكنون آن را به باد سخره مي گيريد و براي آن هيچ ارزشي قايل نيستيد؟ آيا اين دوگانگي نشان دهنده عدم ثبات نظام اخلاقي شما نمي باشد؟ در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران در فصلي به وظايف رهبري و شرايط فرد واجد شروط مي پردازد، يكي از خصيصه هاي شخص رهبر شجاعت است. آيا شما اين شجاعت را داريد كه به ملت ايران بگويد كه در سال 57  درحاليكه براي نجات خود از مخمصه به اعلاميه حقوق بشر متوسل شديد و حال اين اعلاميه را كاغذ باطله مي ناميد؟‌اگر چنين نيست پس شما  يكي از شرايط رهبري طبق قانون اساسي  را نداريد و طبق همان قانون بايد شخص جامع الشرايط ديگر به جاي شما بنشيند. اين مقاله از باب امر به معروف  و نهي از منكر نوشته شده است اميد است كه باعث بيداري شما رهبر انقلاب گردد.

تصوير سند:

Document304_1.jpg

متن سند:

مسئولان محترم كميته ايران دفاع از حقوق بشردامت توفيقاتهم

با احترام و درود و سپاس فراوان موقعيت استثنايي و بي‌نظيري كه به ابتكار آن عناصر شريف و شجاع در فضاي مختنق و گرفته ايران پديد آمده به اينجانبان فرصت مي‌دهد كه يكي از دهها رفتار غير قانوني مأموران دولتي را كه در دوران تبعيد غير قانوني اينجانبان به شهرستان ايرانشهر واقع در قلب بلوچستان و در فاصلة 2000 كيلومتري تهران انجام گرديده مطرح ساخته ضمن تقاضاي طرح تعقيب آن در قلمرو فعاليت‌‌هاي آن كميته در داخل كشور، مصراً درخواست نماييم كه عين اين گزارش را به مقامات و مراجع ذيصلاح جهاني از قبيل مجمع حقوقدانان بين‌المللي و كميتة دفاع از حقوق بشر و صليب سرخ جهاني وغيره ارائه نموده بدين وسيله نقطه‌اي بسيار كوچك و در عين حال پرمعنايي از رفتارهاي غير قانوني هيأت حاكمه ايران با معترضان و مخالفان خود را در معرض ديد و اطلاع ‌آنان قرار دهيد.

و اينك اصل موضوع:

شهرباني ايرانشهر در سه هفته قبل پيرو يك اخطار شفاهي به گماشتن يك پست كنترل بر در خانه‌اي كه مسكن اينجانبان است مبادرت ورزيده. اين مأمور كه در تمام ساعات شبانه‌روز به مراقبت اشتغال دارد موظف است همه مسافران ديدار كنندگاني را كه از شهرستان‌ها و از همه نقاط ايران براي ديدار با اينجانبان به آن شهر آمده‌اند ابتدا مورد پرسش قرار داده و كارت شناسايي از آنان بخواهد و مشخصات آنان را يادداشت كند و سپس غالباً آنان را به ادارة شهرباني جلب يا هدايت نمايد. در مواردي نيز اطلاع حاصل شده كه مأمور مزبور با اداي سخنان تهديد‌آميز از ورود شخص ديدار كننده جلوگيري كرده است. لازم است تذكر داده شود كه چگونگي انجام كارهاي ياد شده بر حسب تفاوت اخلاق و احساسات شخص مأموران ـ كه هر چهار ساعت يكبار تعويض گرديده و به نوبت، پست نامبرده را عهده‌دار مي‌شوند ـ متفاوت مي‌باشد و گاه اين رفتارها با خشونتي نامتناسب انجام مي‌شود.

اينجانبان يكنوبت در تاريخ 6/3/57 و نوبت ديگر به عنوان اتمام حجت در تاريخ 11/3/57 كتباً به اين عمل غير منطقي و مخالف با قانون اساسي و اعلاميه جهاني حقوق بشر به شهرباني اعتراض كرديم و چون هيچگونه تغييري در عمل مسئولان شهرباني مشاهده نشد لازم دانستيم كه آن كميتة محترم را در جريان امر قرار دهيم. رونوشت دومين نامة اعتراضيه پيوست است.

سيد‌علي خامنه‌اي (تبعيد شده از 23/9/56 از مشهد) محمد‌كاظم راشد يزدي (تبعيد‌شده 12/1/57 از یزد) سيد‌محمد‌علي موسوي (تبعيد‌شده 21/1/57 از گرمسار) سيد‌فخرالدين رحيمي خرم‌آبادي تبعيد شده 21/2/57 از خرم آباد)

محمد رضا معين