بلوچستان در عهد پهلوی قسمت چهاردهم عبدالکریم بلوچ
See also
-
هند، تحریمها علیه ایران را دور میزند
2013,05,24 -
اعدام يک زن زندانی با پيکر خونين ناشی از ضربات شلاق
2013,05,24 -
اطرافیان قالیباف در این عکس چه کسانی هستند؟ + عکس
2013,05,24 -
یاران طبیعی و استراتژیک در مبارزه ملی - م.و. کوهگنجی
2013,05,24 -
رحیم مشایی: دوره رسوایی فرارسیده است
2013,05,23 -
بیبیسی: آلمان محبوبترین و ایران منفورترین کشور جهان است
2013,05,23 -
نامه گزارشگران بدون مرز به تایید صلاحیت شدگان
2013,05,23 -
قتل سرباز بریتانیایی به دست دو اسلامگرا در لندن
2013,05,23 -
کشف یک ایرانی: مکالمات اسکایپ کنترل میشود
2013,05,23 -
عفو بینالملل: نقض گسترده حقوق بشر در ایران ادامه دارد - دویچه وله
2013,05,23
در این قسمت بحوادثی که برای سران طایفه مبارکی ولاشاری به اتهام همدستی با دادشاه پیش میاید حواهیم پرداخت ولی لازم دانستم پیش از دنبال نمودن اصل ماجرا یک بار دیگر بقتلهای بی موردی که توسط دادشاه صورت میگیرد توجه عزیزان رابه ان جلب بنمایم ضمنا هدف من تخریب شخصیت دادشاه نیست بلکه بیان واقعیتهای است که رخ داده.
چون میدانم دادشاه در بلوچستان وبحصوص در بین نسل جوانان که در کوران خوادث زمان دادشاه نبوده اند جا افتاده وبا نوشتار من از وجه دادشاه چیزی کاسته نمیشود ولی عزیزان بدانند من مربوط بهمان منطقه ای هستم که مخل جولانگاه دادشاه بوده واز من سنی گذشته که خود شاهد بر رفتار وکرداردادشاه بوده ام واز طرفی من خود را یک داستان سرا وافسانه پرداز نمیدانم چون سواد انرا ندارم نوشتار من همیشه با شاهد گواه بوده وهست واینرا هم باور دارم جعل وتخریف خوادث تاریخی مساویست با خیانت در گذارش تاریخ و بنظرم تاکنون سعی نموده ام امانتدار خوبی باشم چون نیک بد ونقاط مثبت منفی هر بلوچی وهرخان سرداری ازهرقوم قبیله ای که بوده ومن در خافظه داشته ام بدون کم زیاد بیان داشته ام واطلاعات مخدود بخود را بدرستی بدوستداران تاریخ بلوچستان منتقل نموده ام وشاید این ادعایم بی مورد نباشد که بگویم من اگاهی بیشتری از عزیزانی که سالها بعد از خاتمه ماجرای دادشاه بدنیا امده اند دارم چون نسل جوان تنها نام اوازه دادشاه را افسانه وار شنیده وباور نموده اند. وحالا بمختصری از خوادث زمان دادشاه اشاره میکنم توجه بفرمائید تعدادی بر این باورند که خوانین بحصوص علی خان شیرانی باعث طغیان دادشاه شده واو را در حد یک رهبر انقلابی ومردمی تصور میکنند ولی انچه واقعیت دارد دادشاه بعد از قتل بیگناه همسرش وانتقام گرفتن از فردی بنام لالک که باعث قتل همسرش شده بود وانهم در کشور عمان ودرشهر مسقط وی در برگشتن بمحل همه مردم منطقه از دوست دشمن او را بچشم یک قهرمان ویک بلوچ متعصب باغیرت نگاه میکردند. ومدتی بعد از قتل لالک وبا کشتن نظر شاه وبرادرانش کمال پدر دادشاه ناچار میشود همراه عیال اولاد وبستگانش شبانه خانه وکاشانه خود را ترک نموده وبعنوان پناهنده وارد منطقه لاشار میشوند که جریان را قبلا در قسمتهای گذشته بتفصیل بیان نمودیم که لشکر کشی علی خان بخمایت از عبدالنبی وحاجی شکر همراه قوای دولتی وارد سفید کوه میشوند وچون اثری وخبری از کمال فرزندانش بدست نمیاورند در نهایت بغارت نمودن ابادی دنبید ونوشتن گزارشی جعلی اکتفا نموده دست از تعقیب برمیدارند ودادشاه هم حیلی زود دست بتلافی میزند وبسوختن ابادی های از اهالی فنوج مبادرت میکند وسپس بکشت کشتار بی گناهانی در خوزه فنوج بنت وگه روی میاورد که هیچ وابستگی خونی ونژادی با علی خان وطایفه شیرانی. نداشته اند.
نقط قابل توجه این است که بدانیم دادشاه جهت بد نام کردن علی خان کدام قوم قبیله را بجرم رعیتی وی مورد اذیت ازار وقتل کشتار قرار میدهد با اطمینان میگویم نود نه در صد از مقتولین از طبقه بینوا وکشاورزانی بوده اند که بر روی زمین دیگران مشغول بکار بوده اند چون دادشاه میدانسته طایفه توتانی ومهمدانی وکاروانی جز طایفه اقایان شیرانی هستند دادشاه میدانسته طایفه کهیر بیر وگوجگ جز طایفه شیرانی بوده اند . وهمچنین جمعیت طایفه شیرانی شاید در ان زمان بیش از یکصد خانوار بوده اند که در بنت فنوج گه رامک خیراباد اسفند سکونت داشته اند ولی تنها از میان خانواده شیرانی یکنفر بنام میرزا خان فرزند عظیم خان بدست او کشته میشود. وهم در طول چهار ده سال اشراریش شاید هیچگاه گذرش هم بخوزه طوایف توتانی مهمدانی وکاروانی وکهیری وبیری وگوجگی نیفتاده چون میگویند هر دیوانه ای بکار خودخوشیار است وعکس العمل طرف را میدانسته . ولی برای کشتن وقتل عام نمودن زارعین مشکاهم وکشتن زارعین حسین اباد وبردن دوازده نفر از اهالی دسک ریگوردان بمسقط وفروختن انها وقتل تازه داماد دهانی همراه چند نفر دیگرهیچ ترسی وبیمی بدل راه نمیدهد پس بدانیم دادشاه طرف مقابلش را از میان چه کسانی وچه قوم قبیله ای انتخاب میکند چون او فکر میکند این بیچارگان رعیت علی خان هستند وبا کشتن انها علی خان بدنام میشود ولی از رویا روئی با توتانی ومهمدانی گوجگی کاروانی وچراغ خان شیرانی که مدام در تعقیبش بوده واهمه داشته.
در ضمن من از نوشته دوستی روشنفکر وجوانی تخصیل کرده متائسفم شدم چون در یکی از مقالاتش در سایت خود مینویسند. ( دادشاهی که زخم نابکاری خونریز چون علی خان را خورد ) ایا خبر دارد چند نفر بدست ودستور علی خان خونریز کشته شده اند تا انجائیکه من خبر دارم تنها بدست علی خان پسر عمویش ایوب خان کشته میشود انهم بحاطر تصرف قلعه بنت. ولی نه من وشاید هیچ یک از اهالی بنت فنوج از قتل وقتلهای که بدستور علی خان صورت گرفته خبر نداریم ولی بطور یقین هنوز هستند کسانی ازساکنین فنوج خبر دارند دادشاه در روستای مشکاهم در یک صبح زود هفت نفر از زارعین بیگناه را جلو چشم زن فرزندانشان ردیف میکند وانها را بقتل میرساند روستای مشکاهم تقریبا در چهارکیلومتری غرب فنوج ودر مسیر جاده مختار اباد کتیچ واقع شده مالکان ان هم اولاد رئیس خیرمحمد وولی خان محمدی هستند ساکن فنوج جرم مقتولین این بوده که چرا زارع اقایان محمدی هستید که از اقوام چراغ خان شیرانی میباشند این هم شد جرم ومستخق قتل.
وهمچنین دادشاه در یک شبیخون خونین در ابادی حسین اباد که تقریبا ده الا پانزده کیلومتری جنوب غرب گه واقع شده (نیکشهر ) دادشاه در ان شب کذائی تمام اهالی انجا را جمع میکند وتعداد هیجده نفر زن مرد پیر جوان را با کار د شکمهای انها را پاره میکنند وزشت ترین جنایت را در تاریخ بلوچستان در خق چهار زن انجام میدهد وان بریدن پستانهای انها بوده چنین جنایتی هر گز در طول تاریخ بلوچستان شنیده نشده. گناهشان این بوده که چرا زارع جهانگیر خان شیرانی وبرادرانش هستید ریش سفیدان گه و مالکین حسین اباد در قید حیاتنداز ماجرا خبردارند. وهمچنین بزرگان وریش سفیدان ابادی دهان خبر دارند که دادشاه تازه داماد دهانی راکه با ساز دهل او را برای حمام به رودخانه برده بودند هنگام برگشتن بطرف حجله ناگهان دادشاه سر میرسد داماد بی گناه را که بر شتری سوار بوده هدف قرار میدهدو از بالای شتر سرنگون میشود ودر خون خود می غلتد ارزوهایش را بگور میبرد وخواهرش که خود را بروی نعش برادرش میاندازد او را هم بقتل میرسانند وحدود شش هفت نفر دیگراز ان جمع کشته زخمی میشوندضمنا ابادیهای دسک ریگورندان و دهان در مسیر جاده اسفالت. فنوج به بنت واقع شده اند. ایا در پرونده علی خان چنین جنایتی ثبت شده که او را نابکار بدانیم ایا میدانید. پس از کشتاراهالی دهان بود. که چراغ خان همراه میرزا خان پسر عظیم خان شیرانی وتعدادی مامور وچریک روی رد دادشاه می افتند وسه روز بعد از خادثه دهان دربالای روخانه کوچنک در جای بنام (ودگر) با دادشاه بر خورد میکنند ومیرزاخان قبلا قسم خورده بودهر گاه من با دادشاه روبرو بشم او را دستگیر میکنم وزمان رو در رو قرار گرفتن میرزاخان صدا میکند دادشاه من فلانی هستم سرپایت نگهدار با سرعت بطرف دادشاه وهمراهانش که سنگر گرفته بودند خرکت میکند ومورد اثابت چندین گلوله قرار میگیرد میرزاخان بخاطرتلافی کشتار دهانیها بشهادت میرسد میرزاخان برادر زاده همسر علی خان بوده وی از طرف مادر نوه میر سیدی شگیمی است واز طرف پدرنوه سردار مدت خان شیرانی است حالا علی خان شدنابکار دادشاه شد قهرمان ایا همین است قضاوت جوانان ما که خود را طرفدار زخمتکشان هم میدانند.
به این موارد توجه بیشتری بفرمائید
ضمنا بارها پیش امده که با دوستداران دادشاه جلسه ای داشته باشیم وقتی حرف از کشتار بیگناهان بمیان امده طرفدران جهت تبرئه دادشاه میگفتند درست است که اینها بظاهر بیگناه بوده اند ولی دولت ویا خوانین برای جاسوسی از وجود همین بیگناهان استفایده میکردند وغافل از اینکه هیچ گاه اتفاق نیفتاده وشنیده نشده حتی یکنفر در مسیر تردد دادشاه ویا در مکانهای استراختش بقتل رسیده باشد بلکه تمام مقتولین در روستاها ودر منازلشان بقتل رسیده اند وان دادشاه بوده که بسراغ انها رفته ونه انها درحوالی مخفیگاه وی پیدا شده وبقتل رسیده باشند.
پس معلوم میشود جرم مقتولین جاسوسی نبوده بلکه هدف دادشاه بنظرش گرفتن انتقام. از علی خان است که سردار منطقه میباشد. واز طرفی مخل استراخت دادشاه کوهستانهای لاشار بوده یکنفر از این بیگناهان در این مناطق کشته نشده اند که بانها برچسب جاسوسی زد ه بشود وهمچنین در ان زمان کلمه ای بنام مخبر وجاسوس در بلوچستان رواج نداشته چون تا ان موقع اداره ای بنام ساواک در بلوچستان بوجود نیامده بود.
یادم هست بعد از رفتن میرعبدی خان سردارزهی در اوایل دهه چهل بعراق وتشکیل جبهه تخریربلوچستان وپخش برنامه بزبان بلوچی از رادیو عراق بود ودر همین زمان اداره ای بنام ساواک در زاهدان تشکیل شد وبنظرم اولین رئیس ساواک هم فردی بودبنام سرهنگ شقایقی از ایل بختیاری وبعد از وی سرهنگ رضوانی چندین سال سرپرست ساواک استان بودند وی در اوایل انقلاب دستگیر ودر زاهدان اعدام میشود و بنظرم اولین رئیس ساواک پهره هم فردی بودند بنام فلک فرسا واخرین هم فردی بودند بنام سرگرد فرمند ایشان هم تا زمان انقلاب در پهره بودند منظور این بود که جریان دادشاه در سال 1336 خاتمه پیدا میکند وپنج شش سال بعد از ان اداره ای بنام ساواک در بلوچستان برپا میشود.
پس باور بکنیم زارعین بیچاره ای که در خانه ودر روستای محل کارخود بدست دادشاه کشته میشوند بطور یقین جاسوس ژاندارمری وخوانین نبوده اند چون یک زارع اهل فنوج ویا بنت گه امکان جاسوسی در منطقه ای که محل سکونت وپناهگاه دادشاه بوده وجود نداشته بخاطر اینکه دها کیلومتر راه بین روستا های که در ان قتلها صورت گرفته تا کوهستان سرحه وسرکوه که مخل استراخت دادشاه وعیال اطفال و همراهانش بوده فاصله وجود داشته وازطرفی هیچ وقت دادشاه یک هفته یکماه در یکجا ساکن نبوده تا کسی از مخل اقامتش با خبر باشد ومهمتر از همه قیافه ولهجه مردم فنوج بنت وگه با ساکنین ان کوهستانها که از دادشاه نگهداری میکردند تفاوت دارد چنین فردی نمیتواند بعنوان جاسوس وارد ان مناطق بشود پس بنظر من برچسب جاسوس بافراد بیگناهی که بدست دادشاه کشته شده اند خود گناهی است نابخشودنی. چرا دوستان تخقیق نمیکنند تا واقعیت برایشان روشن گردد تا بدانند در مدت چهار ده سال یکنفر را دادشاه بنام جاسوس در مسیرش ویاحوالی محل سکونتش بقتل نرسانده خلاف انسانیت نیست که ما پس از پنجاه سال بخاطر تبرئه دادشاه ان بیچارگان را تهمت جاسوسی بزنیم. فقط این را بدانیم دادشاه از قتل بیگناهان فنوج بنت گه بنام واوازه نرسید ه بلکه از قتل تصادفی دوامریکائی ودر اخر کشته شدن مهیم خان میرلاشاری رئیس طایفه لاشار وهمراهان شجاعش مثل موسی خان میربل برهانزهی ویوسف خان مبارکی وکریم خان متسنگی وحسن شهرضا کوچنکی بود که در ان درگیری همراه دادشاه برادرش محمد کشته میشوند دادشاه پس از قتل دو امریکائی بودکه بشهرت جهانی رسید والا در کارنامه او موارد مثبت. دیگری مشاهده نمیشود شاید من خبر ندارم؟؟؟ . یاد اور میشوم پس از قتل دادشاه درماهنامه ژاندارمری بیوگرافی دادشاه راچنین ذکرنموده بودند که در مدت چهارده سال دولت بیست میلیون تومان خسارت دید یک هواپیمای ارتشی در شهر گه سقوط میکند تیمسار شریف در ان سانحه همراه خلبان ودومامور کشته میشوند وهم سیصد نفر بدست دادشاه بقتل میرسد. اگر امار ژاندارمری درست باشد از سیصد نفر دونفر ژاندارم هستند وهشت نفر هم مهیم خان همرانش میباشند جمعا ده نفر میشوند پس بعقیه دویست نود نفراز کدام قوم قبیله بوده اند مسلما ازطبقه بینوایان منطقه بنت وفنوج وگه که از انها نام نشانی بر جا نمانده. ضمنا در اخرین درگیری دادشاه وبرادرش محمد وسوبان که یکی از بستگان دادشاه بوده کشته میشوند یک هفته بعد هم ملاسلیمان ملای دادشاه توسط شهکلی بدام می افتد کشته میشود ویک دو هفته بعد از قتل دادشاه برادرش هم احمد شاه در تهران اعدام میشود یعنی از افراد دادشاه هم پنج نفر کشته میشوند این بود شمه ای ازرفتار وکرداردادشاه نسبت به فقیر ترین قشر جامعه ان روز بلوچستان. البته نباید از خق گذشت دادشاه از نظر استقامت درپیاده روی ومهارت در تیر اندازی نظیر ومانندی نداشته وهم میتوان او را اموزگار جنگهای چریکی دانست چون هیچ وقت در طول چهار ده سال غافلگیر نمیشود وختی در اخرین روزش هم غافلگیر نشد وتوانست بزرگترین خوشنامی را نصیب خود بکنندولی انچه چهره دادشاه وکارنامه او را لکه دار نموده قتل بینوایانی است که هیچ گناهی مرتکب نشده بودند. پس دادشاه برای قوم بلوچ نه میرچاکر است ونه میر گهرام ونه میر کمبر ونه میردودا. ونه بلانچ ونه میرحمل است. در همینجا بقسمت چهار دهم خاتمه میدهیم. ودر قسمت بعدی بخوادثی که باعث زندانی شدن سران طایفه لاشاری ومبارکی به اتهام همدستی با دادشاه میشود خواهیم پرداخت. وهمچنین طبق معمول از انتقادات سازنده وراهنمائی عزیزان استقبال میکنم ودر نهایت از درگاه قادر توانا ارزو میکنم بلوچستان را از قحط سالی وقوم ما را از بیماری مهلک نفاق واختلاف نجات بدهند امین- موفق باشید
عبدالکریم بلوچ














