Bpp-left Balochistan People's Party Bpp-right
Home Links Contact Archive Human Rights
Bpp-logo-smallCnfi-logo-smallUnpo-logo-small

پوشاک مردم سیستان و بلوچستان تبلور زیبایی و ظرافت

2017,03,07

See also

در سیستان و بلوچستان همچنان مردان و زنان بلوچ لباس های محلی را بر کت و شلوار معروف به لباس فارسی ترجیح می دهند.

به گزارش ایرنا، تهیه و دوخت لباس در طول تاریخ به عنوان نماد فرهنگی هر منطقه در بین اقوام و ملل مختلف از اهمیت ویژه ای برخودار بوده است که در این بین مردم سیستان و بلوچستان با تمدنی چندین هزار ساله پوشاک مخصوص خود را داشته که هنوز با گذشت سالها اصالت خود را حفظ کرده اند. لباس مردان و زنان بلوچ و سیستانی در این دیار کهن ویژگی های خاص خود را داشته که هویتی ویژه به آنان بخشیده است. کارشناس معاونت پژوهشی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان در گفت و گو با خبرنگار ایرنا گفت: از شاخصه های بارز پوشاک استان تبلـور هنرهـای دسـتی بـه ویـژه سوزن دوزی، یراق دوزی و سیاه دوزی است که زیبایی لباس را مضاعف مـی کنـد. محمد علی ابراهیمی افزود: یکی از زیباترین و فنی ‌ترین سوزن ‌دوزی‌های اختصاصی ایران را می توان در سیستان و بلوچستان مشاهده کرد که هنر دست زنان و دختران منطقه است. وی با بیان اینکه بررسی نوع پوشاک مردم هر قومی مؤلفه های گوناگونی را به ذهن از جمله وضعیت جغرافیایی هر منطقه تداعی می کند اظهار داشت: بازتاب پایگاه اجتماعی و وضعیت اقتصادی افراد نیز در نوع پوشاک آنان موثر است به گونه ای که قبا یکی از تن پوشهای مردان سیستانی بوده که مزین بـه یـراق دوزی است که مخصوص مردان بسیار مرفه منطقه است. وی ادامه داد: از دیگر مؤلفه های موثر در نوع پوشاک دین، باورها، عقاید و آداب و رسوم هر قوم است به گونه ای که به عنوان مثال می توان از تنبون دامن پـرچین سیـستانی نـام بـرد کـه در هنگـام مسافرت بانوان برای حفظ حجاب شلوار ساده ای زیر آن می پوشیدند. کارشناس معاونت پژوهشی اداره کل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی سیستان و بلوچستان گفت: نقش طبقاتی در پوشاک مردان و زنان کاملا محسوس است و این بدان معنا نیست که طراحی و دوخت آن‌ها با یکدیگر تفاوت بسیار داشته باشد بلکه این تفاوت‌ها بیش ‌تر در جنس پارچه‌ ها و تزیینات لباس خلاصه می‌شود به ویژه در سوزن دوزی‌های مربوط به زنان بلوچ که در بعضی موارد تفاوت های بسیاری با یکدیگر دارد. وی به معرفی لباس های محلی مورد استفاده در سیستان و بلوچستان پرداخت: ***پوشاک بانوان سیستان: پیراهن تاجیک : قد این پیراهن یک وجب بالای زانو است و دارای یک برش راسته که در دو طرف پهلو ها چاکی تا بلندی باسن بزرگ دارد . جلو این لباس تا زیر سینه باز است و سجافی مزین به گلدوزی با نخ سیاه (سیاه دوزی) دارد و سرشانه وآستین بدون درز روی دو لابسته برش می خورد و آستین از سه برش تشکیل شده است. تُنبون: دامن پرچین که در منطقه به تنبون گشاد معروف است، زنان سیستانی دامنی را به جای شلوار در زیر پیراهن تاجیک می پوشیدند که عرض دامن به 10 متر می رسید. کمر آن لیفه ای بود و به وسیله بندهای بومی که توسط بانوان منطقه بافته می شد بر کمر استوار می شد، بعضی از بانوان تا سه عدد دامن پرچین روی هم می پوشیدند که لبه این دامن هم به وسیله نخ سیاه دوزی می شد. پیراهن پاچین: بانوان سیستانی از پیراهنی استفاده می کردند که دارای بالا تنه کوتاه و دامنی با چین های ریز بود، این پیراهن یقه گود، بالا تنه کوتاه، آستین ساده و مچ دار بوده و قد دامن چین دار این لباس تا زانو بود. شلوار: پیراهن پاچین زنان سیستانی با شلواری که در منطقه کوتَنَه نام دارد پوشیده می شد، این شلوار از 2 ساق مخروطی و میان ساق کم چین تشکیل می شد و کمر لیفه ای در لبه شلوار سجاف می خورد و روی آن با دست یا چرخ تزیین می شد. پیراهن 2 گریبانه: قد این پیراهن تا زیر زانو است و در یقه پشت و جلو آن چاک می خورد و به همین علت به آن دو گریبانه می گویند. مدل پیراهن مورد نظر شبیه پیراهن تاجیک است با این فرق که قد آن بلندتر و بدون چاک و برش زیر آستین چین می خورد، این پیراهن با شلوار پوشیده می شود. جلیقه: از پارچه ساده و تیره رنگ دوخته می شود، یقه آن هفت است که تا کمرگاه می رسد و روی آن با نوار قیطان نقش بندی می شود. کت: کت محلی کوتاه که آستین های آن بلند و راس ته و یقه آن گرد است و از رنگ های شاد برای این پوشش استفاده می شود، روی آن با نوار تزیین می شد و در هنگام سرما از کت های چرمه دار و قزن لاله دار استفاده می کردند. لچک یا دستمال سر: آن را تا زده و در جلو سر گره می زنند و 2 طرف لچک را لای دستمال می زنند و موها به شکل چتر از زیر دستمال نمایان می شود. سرپوش یا چار قد: پارچه چهارگوش رنگی یا سفید که آن را بر روی لچک می پوشیدند. روبند: بعضی از بانوان برای پوشاندن صورت خود از روبند استفاده می کردند که این روبند از پارچه های کتانی سفید تهیه و در محل چشم ها به طور سنتی توردوزی و به وسیله بند به پشت سر بسته می شد و قد آن تا زیر سینه می رسید. کلاه: بعضی از بانوان سیستانی از کلاهکی به شکل عرق چین استفاده می کردند که روی آن نقش بندی شده است. چادر: طرح آن چهارگوش و جنس آن از پنبه است و توسط بومیان منطقه بافته می شود، این پارچه چهارخانه مستطیل شکل را از وسط بر روی سر می اندازند و قد آن تا کناره های زانو ها و پایین تر می رسد. نوع نامرغوب آن جاوند نامیده می شد و نوع دیگر که مختص اعیان و اشراف بود از چهارخانه های ریز با نخ ابریشم بافته می شد. کفش: مدل تخت چوبی که رویه چرمی داشت و افراد معمولی استفاده می کردند و اُرسی های سرکج یا نوک برگشته مخصوص بانوان ثروتمند بود. ***پوشاک مردان سیستان: پیراهن چل تریز: پیراهن گشاد و پرچینی که قد آن تا میان ساق پا می رسد ، آسـتین های آن از 2 تکه و یک مرغک تشکیل می شود و مچدار است و برای گـشادی دامـن آن از ترکهای راسته و گود استفاده می کنند. برای دوخت این لباس هشت تا 10 متـر پارچـه نیـاز است و اغلب به رنگ سفید بوده، ایـن پیـراهن از 40 تکـه تـشکیل مـی شـود، دورسجاف و سرمچ آن را با نخ سیاه، سـیاهدوزی مـی کنند و روی آن کمربنـد شـانه کـش می بندند. پیراهن بر چاک: پیراهنی بلند و گشاد تا پایین زانو که در قسمت پایین دامن گشادتر است با آستین بلند و گشاد و بدون سردست که 2 طرف دامن، پیراهن چاکدار است و به آن برچاک می گویند، یقه گرد دارد که چاک گریبان آن بر روی شانه چپ بـه وسـیله دکمه بسته می شود. شلوار: شلوار پرچینی که لیفهای برگردان دارد، از 2 ساق و یک میـان سـاق فـراخ تشکیل شده است، شلوار به وسیله بندهای بومی کـه توسـط خـود مـردم منطقـه بافتـه و بر روی بدن استوار می شود، برای دوخت آن 6 تا هشت متر پارچه نیاز است. پیراهن معمول: این پیراهن از گذشته تاکنون دستخوش تغییر و تحـول گـشته و از گشادی شلوار آن کاسته شده است. پیراهن مردان سیستانی در گذشته راسته و گـشاد و جادار دوخته می شد، در جلو فاقد سجاف و از سرشانه شـکافی مـورب تـا زیـر سـینه داشت که به وسیله دکمه های روی شانه بسته و روی آن با ابریشم سفید خامه دوزی می شد. آستین گشاد و پرچین و مچدار داشت و قد آن تا زیـر زانـو مـی رسـید، جیـب چهارگوش در پهلوها داشته و به مرور زمان از گشادی آستین آن کاسته شد و بـه شـکل راسته با مچ درآمد. در جلو سجاف با یقه یا بدون یقه و قد آن تا زانو در 2 طرف پهلو دارای چاک و جیب چهارگوش است. جلیقه یا باسکَت: نیم تنه هایی که در اصطلاح محلی به آن باسکت مـی گوینـد، سـابقا جلیقه را از نمد و گاه ابریشم تهیه می کردند و مردم سیستان به پوشیدن باسکت علاقه مند هستند. در گذشته جلیقه جلو بسته متداول بود که از سمت سر شانه جلو بـسته توسـط کمربند یا تسمه باز و بسته می شد و هم اینک جلو باز یقه هفـت گلابـی و دارای 2 جیب مغزی دار در بالا و پایین و رنگ آن اغلب مشکی است. کت: تن پوشی که بر روی پیراهن به تن می کنند و هم اینک نیز در تمـامی مناطق شهری و روستایی رواج دارد، کت در گذشته انواعی داشت که از آن جمله می توان به جوقه( نوعی کت که به علت دوام و هزینه بسیار بـالا آن را تـا چنـد نـسل بـه تـن می کردند، این کت امروزه مشابه ژاکت هایی است که مردان مورد استفاده قرار می دهنـد و از پشم رنگ نخورده بافته می شد)، ستوه( کتی شبیه کتهای نظامی با رنگ کـرم شـتری و پـشمی بـود، یقـه انگلیـسی داشت که افراد مرفه بر روی این کت کمربندی از تار طلا می بستند که به کمر تار طـلا شهرت داشت و از کمر آن خنجری آویزان می کردند یا از کمربنـد شـونه کـش کـه بـه شکل مایل است بر روی کت می بستند) اشاره کرد. قبا: تن پوش مردانه بلندی که در زمستان می پوشیدند یقه آن گرد و بدون بر گـردان بود و معمولا لبه بلندی داشت و با سنجاق تزیینی باز و بـسته مـی شـد و جلـو سـینه و سرآستین را برای زیبایی بیشتر یراق دوزی می کردند. قسمت جلو قبا باز بود و با دکمه بـازو بسته می شد، آستین های ساده و گشادی داشت و در طرفین آن در پهلوها جیبی تعبیه شده بود، معمولا 2 چاک در پهلوها و یک چاک در وسط پشت قبا گذاشته مـی شـد و رنگ آن معمولا بور و سیاه بود و قد قبا تا زانو می رسید، ایـن لبـاس مخـصوص افـراد بسیار مرفه سیستان بود. کلاه: در سیستان از همان دوران کودکی کلاه بر سر می گذاشتند و آن را در زمستان و تابستان مورد استفاده قرار می دادند. به طور کلی مردان هرگز سـر برهنـه ظـاهر نمی شدند و کلاهی از پشم یا کُرک بر سر می نهادند کلاهی که مردان در خانـه بـه هنگـام استراحت می پوشیدند عرقچین نام داشت که از جنس پارچه نخی بود و کناره های آن با نخ ابریشمی دست دوزی می شد. انواع کلاه مورد استفاده مردان سیستان کلاه پشمی «این کلاه را در صحرا بر سر می کننـد و جـنس آن از پـشم گوسـفنداست» کلاه قوس «این کلاه را مردان مسن در جشنها و مراسـم در زیـر لنـگ بـر سـر می کردند» کلاه سیمی «این کلاه از افغانستان وارد شده است و از نخ های طلایـی و نقـره ای بافته می شود»، کلاه پوستی «از اسم آن پیدا اسـت کـه پوسـتی بـوده و از کـشور پاکـستان وارد می شود و افراد مرفه به ویژه تازه دامادها آن را بر سر می گذارند» و کلاه نمدی «این کلاه میان چوپان ها متداول است، جنس آن از نمـد و مخـصوص مناطق سردسیر است». لُنگُته: مردان سیستان برای پوشش سر خـود از سـربندی بـه نـام لنگتـه اسـتفاده می کنند، این سربند مشابه عمامه است اما به شکل عمامه روحانیون آن را بـه سـر نمـی پیچند بلکه یک سر آن را لای سربند و سر دیگر آن را رها می کنند. طـول آن از 10 تـا5/11 متر می رسد و عرض آن بین 5/1 متر است، جنس آن از ململ یا پارچه های نازک خارجی است و سربند آنها بیشتر سفید یا خاکستری است سادات مشکی بر سر می کنند. عرق چین: کلاه دست بافی است که معمولا سفید بوده و آنرا زیـر لنگتـه بـر سـر می کنند. لنگ: پارچه ای است به طول سه متر و عرض حدود 5/1 متر کـه دور گـردن و شـانه آویخته می شود، آن را از پارچه های نخی ساده و گلدار تهیه می کننـد. جوانـان بیـشتر از لنگ های الوان استفاده می کنند، در جشنها و مراسم عروسی لنگ سفید کاربرد بیشتری دارد و از لنگ علاوه بر به دوش انداختن و آویختن به دور گردن استفاده های دیگری نظیر خشک کردن بدن و سر و صورت استفاده می شود. بعد از استحمام و وضو گرفتن به هنگام نمازخواندن آن را بر روی سر نهاده یا به زیر پا می انداختند و گاه آن را به دور کمر می بستند و به عنوان کیسه از یک گوشه آن بـرای محـل بـذر و کاشـتن درزمین زراعتی استفاده می کردند و به هنگام خرید و آوردن جنس به منزل از مزرعـه لنـگ را به عنوان دستمال به کار می بردند. پتو: پارچه ای است پشمی که حدود 5/1 متر پهنا و 2 متر طول دارد که آن را بـه دورکمر و گردن و شانه می اندازند. در حقیقت وسیله ای است گـرم کننـده کـه در زمـستان جای لنگ را می گیرد. این شال را به گونه ای دور گردن و سر و صورت مـی پیچنـد کـه فقط چشم و بینی از میان آن نمایان است، سیستانیها معمولا شال کمر نمی بندند و شال سر ر ا به کمر می بندند. شال در رنگهای مختلف و از جنس نمد تهیه مـی کنند و بـه ایـن شـال درمنطقه سیستان پتو اطلاق می شود و علاوه بـر به دوش انداختن مانند لنگ هم از آن استفاده می کنند. پالتوی نمدی: دامداران و کشاورزان از بالا پوش نمدی استفاده می کردند که یقـه آن مثلثی شکل و آستین آن بلند و قد آن تا زیر زانو یا بالای زانو می رسید. کفش: کفشهای متعددی در سیستان وجود دارد که سیـستانی هـا معمـولا از انـواع کفش های چپت( بیشتر افراد تهی دست همانند چوپانان از آن استفاده می کردند که تخت آن ازلاستیک اتومبیل تهیه می شد و در پشت پا گره میخـورد، مـشابه کفـش هـای تابـستانی امروزی بود که در اصطلاح محلی به آن چپ لی می گفتند) کتوک( نوع دیگری از کفش که ضعیفان و تهیدستان آن را به پا می کردند که تخـت آن از چوب و دارای 2 حفره بود که بند از آن عبور می کرد و در پشت پا بسته می شد) نیم بوت( کفشی است که ساق پا را مـی پوشـاند و مـردم غنـی و ثروتمنـد از آن استفاده می کردند)، کفش چرمی( کفشی است که چرم آن از قائنات می آمد و مخصوص خوانین بود) و پاپیچ( نوعی نور پهن که طول آن یک متر و عرض آن 15 تا 25 سانتیمتر است که دامداران و روستاییان آن را در زمستان به دور پای خود مـی پیچنـد و جـنس آن از پـشم گوسفند است و در بعضی نقاط به آن بند می گویند) استفاده می کردند. جوراب: پاپوشی است که در فصل زمستان از آن استفاده می کنند و 2 نوع جوراب پشمی که از پشم گوسفند به صورت ساده یا رنگی می بافنـد معمـولا از رنگ های قرمز، سیاه و سفید استفاده می کنند و جوراب نمدی که از نمد بافته می شود. جوتی: کفش ضخیم از جنس چرم که به وسیله رشته های چرم یا نخ تهیه می شود. پوتین: کفش بزمی و رزمی مردان سیستان بود که به هنگام سفر به پـا مـی کردنـد و این کفش مخصوص افراد مرفه جامعه بود. دستکش: چوپانان دست کش پشمی و اغلب سفید رنگ و ثروتمندان دست کش چرمی به دست می کردند که در مقابل سرما مقاومت داشت و در ظرافت و زیبایی بی همتا بود. دستکش دیگری هم در این منطقه رواج داشت که در دروی گندم به دست می کردند و از پوست گوسفند تهیه می شد و کف دست را می پوشاند. *** پوشاک بانوان بلوچستان چادر: این چادر گرد و تمام قد است و آن را بر سر می اندازند، لبه کوچک تر از شانه چپ تا پایین کمر پشت سر را می پوشاند و تکه بزرگتر تمام قد را در بر می گیرد. گشان چادر: چادر کوچک و مستطیل شکل و ابریشمی است که سر و پـشت را تـا کمر می پوشاند و پوششی راحت که در خانه استفاده می شد. مهنا (مقنعه): این سرپوش ابریشمی و رنگین بسیار زیبا و چشم گیر است. چادر چهارگوش (سریک): امروزه چادری با طرح جدید میان بانوان بلوچ رواج پیـدا کرده که در اصطلاح محلی سریک خوانده می شود. پارچه مستطیل شکلی است به طول2 متر و عرض یک متر که زنان آن را از درازا بر سر می اندازند و یک سر آن را به طـرف شانه رها می کنند و پارچه آن معمولاً از حریر و رنگهای روشن (قرمز، زرد، آبی، بـنفش،سبز) است و از قسمت جنوب بلوچستان به طرف شمال تا حدودی از تنـوع رنـگ آن کاسته می شود. زنان مسن از رنگهای تیره استفاده می کنند . این سرپوش به جای چـادر در خانه استفاده می شود. پیراهن: در گذشته تمام پیراهن بانوان سوزندوزی می شد ولـی بـه علـت سـختی و ظریفی طرح ها امروزه سه تکه در پیراهن زنان سوزندوزی می شود که تکه بـالا تنـه رازی یا زیق به معنی یقه می گویند، جیب لباس را گفتان یا گپتان و سر آستین را آستینک می گویند. این سوزندوزی ها دارای نقش و نگاره های رنگارنگ و دوخت های متفـاوت در مناطق مختلف بلوچستان است که در طرحهای پرکار شک و جلر، گل کنـدی، گل کوین، گل بدون شاخه، پرایز یا فرایز، پیتوشک، پلیـرار، چکنـد، مهسن و سرتوپ استفاده می شود. شلوار: به 6 متر پارچه نیاز دارد، کمر آن به وسیله بندی به دور کمر جمـع می شود که بر روی ساق آن با نخ ابریشم سوزن دوزی می شود. پاپوش: بانوان بلوچ از چهار نوع کفش به نام سواس(نوعی دمپایی که از درخت یا از پورگ تهیه می شد) ، مـوچی(نوعی کفش که به هنگام راه رفتن صدا می دهد)، کتـوک (نوعی کفش که تخت آن چوب و با روکار کاموا در پا محکم می شود)وتک کول استفاده می کردند. ***پوشاک مردان بلوچستان: پیراهن یا پیرام معمولی : پیرام را جامه یا جامگ می گفتند و برش و دوختن آن هنر زنان بلوچ بود. گریبان یا چاک یقه را با یک دکمه که بر درازی پیراهن دوخته مـی شـد می بستند و بندینکی از نخ بر قسمت چپ زیق می دوختنـد، دکمـه را از طـرف راسـت می بستند، چاک زیق باریک بود و تا انتهای سینه ادامه داشت. بر طرفین زیق 2 آسـتین که آستینک مـی گفتنـد دوختـه مـی شـد، دهانـه آسـتین گـشاد بـود و دارای 2 جیـب چهارگوش در طرفین پهلو بود که امروزه این لباس تحت تاثیر مد گاهی کوتـاه، گـاهی بلند و بستگی به مد روز و سلیقه پوشنده تغییر می کند. پیراهن پراخ آستین(فراخ آستین): این پیراهن از 2 تکه بـالا تنـه و دامـن تـشکیل شده، دامن گرد و گشاد و بلند آن تا زانو می رسد، آستین آن بلند و لبه آستین کلـوش وفراخ است در گذشته در مراسم جشن استفاده می شد. شلوار: شلوار مردان بلوچ همانند شـلوار مـردان سیـستانی پـرچین و بـا لیفـه هـای برگردان است، محل کشیدن بند شلوار را نیپگ (نیفـه پارسـی) مـی گوینـد و بنـد شـلوار نیز توسط بانوان بومی بافته می شود و برای دوخت آن از 6 تا هشت متر پارچه استفاده می کنند. کفش: مردان بلوچ از چند نوع کفش سواس وکوش( سواس را از برگ درختچه خودرو بیابانی به نام داز یـا از پـورگ که برگش بهتر و با دوام تر است می بافتند) تَکُل( پای افزاری برای شبان ها و مردم کم استطاعت بود) و کفش از چرم دباغی شده گاو تهیه می شد (در ته کفش بانوان 2 قطعه پوست به نام چوک روی هم می گذاشتند). کلاه پاک : نوعی کلاه که بر روی آن پارچه ای به طـول 10 متـر و عـرض نـیم متـر می بندند و به شکل عمامه است که یک سر آن را از پشت سر تا حدود کمر می آویزنـد و سر کوتاه تر را مانند تاجی بر بالای عمامه در لای پاک استوار می کنند. کلاه بره ای: این کلاه از نظر شکل شبیه به قایق بود و از پوست جنـین بـره سـاخته می شد، به این شکل که بره ها قبل از زایمان کشته می شـدند و پوسـت جنـین نـارس را کلاه می کردند، این کار در پاکستان انجام می شود. کلاه نخی : این نوع کلاه از جنس پارچه است که روی آن سوزن دوزی مـی کننـد ودر قدیم بسیار متداول بود. شال یا لانگی : پارچه مستطیل شکلی که مردان روی دوش مـی اندازنـد و بـه جـای حوله و جا نماز از آن استفاده می کنند که روی آن سوزن دوزی و نقش بندی می کردند. جلیقه: مردان بلوچ مانند مردان سیستان از باسکت یا جلیقه استفاده می کردند که دراصطلاح محلی به آن سینه بند هم می گفتند که همان شکل باسکت مردان سیـستان بـود ولی امروزه از جلیقه های بلند و پرجیب روی پیراهن استفاده می کنند. کَبا: از جنس پشم است، یقه آن باز و توسط چند دکمه از جلو بسته می شـد، شـبیه عبای روحانیون بود و در منطقه سردسیر بلوچستان از آن استفاده می شد. در سالهای اخیر متاسفانه برخی مدلهای جدید جایگزین لباس بلوچی شده که از لباس پاکستانی و هندی الگو گرفته شده است. گرمای هوا در استان سیستان و بلوچستان نوع خاصی لباس را طلب می کند که همان لباس بلوچی است، گشاد بودن این نوع لباس آنهم معمولا در تابستان به رنگ سفید و در زمستان رنگ های تیره با هوای این منطقه سازگار است و خوشبختانه با وجودی که در بسیاری از نقاط لباس های مدل جدید جایگزین لباس های محلی شده اما در سیستان و بلوچستان همچنان بسیاری از مردان و زنان لباس های محلی را بر کت و شلوار معروف به لباس فارسی ترجیح می دهند.

Publisher: hd

Source: http://www.irna.ir/sb/fa/News/82455214/

Find more articles in the Archive