احضار ابوعمار به دادگاه ویژه روحانیت
See also
-
آیا دموکراسی مساله ملی را حل می کند؟ ماشااله رزمی
2012,02,09 -
دیدهبان حقوق بشر 'موج بازداشت در خوزستان' را محکوم کرد
2012,02,09 -
گفتگو با ناصر فکوهی: ایرانی بودن تنها با تکثر فرهنگی-تاریخی مردمانش تعریف میشود
2012,02,09 -
به دستان آیتالله خامنهای و سید حسن نصرالله پرده روابط ایران و حزب الله برافتاد
2012,02,09 -
نوک مگسک حملهی نظامی زیر خال ایران
2012,02,09 -
گزارش نشست جمعی از اپوزیسیون ایران به دعوت مرکز اولاف پالمه
2012,02,08 -
اخبار کردستان در بیبیسی فارسی کاوه قریشی روزنامه نگار و فعال مدنی کرد مقیم آلمان است.
2012,02,08 -
معاون ستاد کل نیروهای مسلح: ایران اوباما را مدیریت میکند
2012,02,08 -
جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی است کاوه قریشی
2012,02,08 -
از شنبه های«حرف» تا جمعه های «عمل» روشنفکران بلوچ راه بسیار هست - محمد بلوچزهی
2012,02,07
بالاخره این صبر و تحمل دوستان مهربان به سر آمد و ایشان به مرکز دادگاه ویژه روحانیت مشهد احضار گردیدند. روز یکشنبه باید آنجا حاضر شوند. جالب آنکه ایشان در بسیاری از جاها خود را از نزدیکان دادگاه ویژه روحانیت معرفی می فرمودند.

ابوعمار مدتها شانس آورده بود و تاکنون به شکلهای مختلف نجات پیدا کرده بود و در هیچ دادگاهی احضار نشده بود بعد از سالها بالاخره احضار گردیدند. هنوز موضوع احضار روشن نیست ولی حدس زده می شود در مورد مطلب وبلاگ مستضعفیشان باشد. با آنکه ایشان سعی می کردند چیزی که سبب ناراحتی دوستانش شود ، ننویسند ولی همان مطلبی هم که می نوشتند برای بسیاری از دوستان بخصوص دوستان خارج نشین مایه تعجب بود از این جهت که می گفتند اگر در ایران آزادی بیان نیست چطوری آقای ابوعمار بدون هیچ مشکلی در داخل نشسته و هر چه دلش می خواهد می نویسد؟ خودش نیز از تحمل دوستانش بسیار متعجب بود .
بالاخره این صبر و تحمل دوستان مهربان به سر آمد و ایشان به مرکز دادگاه ویژه روحانیت مشهد احضار گردیدند. روز یکشنبه باید آنجا حاضر شوند. جالب آنکه ایشان در بسیاری از جاها خود را از نزدیکان دادگاه ویژه روحانیت معرفی می فرمودند.
مهمترین دغدغه فکری ایشان این است که هزینه این سفر ناخواسته را از کجا پیدا کنند. در آستانه نوروز بلیط هواپیما برای مشهد هم گیر نمی آید. ایشان متحیر و سرگردانند چطوری به سفر بروند. ایشان در گذشته در بسیاری از مصاحبه هایش یکی از خواسته هایش را تشکیل دادگاه در مرکز استان یعنی زاهدان عنوان می نمود که سبب خنده و مسخره دوستانش می شد می گفتند مگر چیزهای دیگر و بهتر نیست که شما تشکیل دادگاه را می خواهی؟ ایشان برای همچنین روزهایی می خواست مجبور نشوند صدها کیلومتر راه بروند .
ان شا الله که خیر باشد.














