ماجرای محاکمه ابوعمار ( از طرف مدیر)
See also
-
یک میلیون تومان برای هر فرزند طرحی برای افزایش لشگر شیعیان؟ اردلان صیامی
2010,07,29 -
فعالیت انجمن حجتیه در بلوچستان
2010,07,29 -
تحقیر یک ملت، تا كي؟؟
2010,07,29 -
جار: برگزاری دومین سالگرد شهادت یعقوب مهر نهاد در کپنهاک
2010,07,29 -
همرایی ها و چالش های پیش روی زنان در جنبش سبز در ایران متن سخنرانی در دفتر حزب رادیکال خشونت گریز ایتالیا دکتر مهرداد درویش پور
2010,07,28 -
پارادوکسیکالیسم در جنبش نوین ایران آسو صالخ
2010,07,28 -
نابودى فيزيکى ملت بلوچ - بخش دوم
2010,07,28 -
رفتار غیرانسانی نیروهای انتطامی در بلوچستان
2010,07,28 -
احتمال حمله به یک نفتکش ژاپنی در تنگه هرمز
2010,07,28 -
بار الها تو بده بر ما هزاران مثل این...
2010,07,27
ابوعمار ظهر روز شنبه با ماشین به طرف مشهد به راه افتادند. ساعت یک شب به مشهد رسیدند.
صبح روز بعد با وجود خستگی راه با شوق و اشتیاق و شاید مقداری اضطراب و تعجب به طرف محل دادگاه ویژه به راه افتادند.
خیابان کوهسنگی 17 - میعادگاه عاشقان
در خیابان کوهسنگی 17 میلان یک . یک تابلوی کوجکی روی درب منزلی نصب شده که رویش نوشته : دادگاه ویژه روحانیت. ساعت 8 ابوعمار وارد شدند. انتظار همراهانش طولانی شد و از خروج ابوعمار خبری نشد. ساعت 1و نیم بعد از ظهر بود که ابوعمار زنگ زد و گفت ضامن می خواهند. همراهان مستضعفش متعجب شدند که در آن شهر غریب چگونه و از کجا ضامن پیدا کنند.
نزدیک ساعت دو نیم بود که یک ضامن گیر آمد و سریعا آمده و ضمانت نمود . ساعت دو و نیم ابوعمار با چهره ای بسیار گرفته و تعجب زده و بسیار خسته و تشنه بیرون آمدند. با آنکه رفتار مسئولین دادگاه بسیار خوب و دوستانه بوده ولی ابوعمار چون انتظار چنین واقعه ای را نداشتند بسیار متعجب و بهت زده بنظر می رسند.
ان شا الله در آینده ماجرای محاکمه عادلانه ایشان را از زبان خودش برایتان نقل می نماییم.














