ماجرای محاکمه ابوعمار ( از طرف مدیر)
See also
-
آیا دموکراسی مساله ملی را حل می کند؟ ماشااله رزمی
2012,02,09 -
دیدهبان حقوق بشر 'موج بازداشت در خوزستان' را محکوم کرد
2012,02,09 -
گفتگو با ناصر فکوهی: ایرانی بودن تنها با تکثر فرهنگی-تاریخی مردمانش تعریف میشود
2012,02,09 -
به دستان آیتالله خامنهای و سید حسن نصرالله پرده روابط ایران و حزب الله برافتاد
2012,02,09 -
نوک مگسک حملهی نظامی زیر خال ایران
2012,02,09 -
گزارش نشست جمعی از اپوزیسیون ایران به دعوت مرکز اولاف پالمه
2012,02,08 -
اخبار کردستان در بیبیسی فارسی کاوه قریشی روزنامه نگار و فعال مدنی کرد مقیم آلمان است.
2012,02,08 -
معاون ستاد کل نیروهای مسلح: ایران اوباما را مدیریت میکند
2012,02,08 -
جمهوری اسلامی در آستانه ورشکستگی است کاوه قریشی
2012,02,08 -
از شنبه های«حرف» تا جمعه های «عمل» روشنفکران بلوچ راه بسیار هست - محمد بلوچزهی
2012,02,07
ابوعمار ظهر روز شنبه با ماشین به طرف مشهد به راه افتادند. ساعت یک شب به مشهد رسیدند.
صبح روز بعد با وجود خستگی راه با شوق و اشتیاق و شاید مقداری اضطراب و تعجب به طرف محل دادگاه ویژه به راه افتادند.
خیابان کوهسنگی 17 - میعادگاه عاشقان
در خیابان کوهسنگی 17 میلان یک . یک تابلوی کوجکی روی درب منزلی نصب شده که رویش نوشته : دادگاه ویژه روحانیت. ساعت 8 ابوعمار وارد شدند. انتظار همراهانش طولانی شد و از خروج ابوعمار خبری نشد. ساعت 1و نیم بعد از ظهر بود که ابوعمار زنگ زد و گفت ضامن می خواهند. همراهان مستضعفش متعجب شدند که در آن شهر غریب چگونه و از کجا ضامن پیدا کنند.
نزدیک ساعت دو نیم بود که یک ضامن گیر آمد و سریعا آمده و ضمانت نمود . ساعت دو و نیم ابوعمار با چهره ای بسیار گرفته و تعجب زده و بسیار خسته و تشنه بیرون آمدند. با آنکه رفتار مسئولین دادگاه بسیار خوب و دوستانه بوده ولی ابوعمار چون انتظار چنین واقعه ای را نداشتند بسیار متعجب و بهت زده بنظر می رسند.
ان شا الله در آینده ماجرای محاکمه عادلانه ایشان را از زبان خودش برایتان نقل می نماییم.














