مرزهای خون برگردان به زبان فارسی، از: ح د سدیچ
See also
-
بیانیه روشنفکران فلسطینی برای همبستگی با مردم سوریه
2012,02,11 -
دولت ایران: دولت فارسی یا دولت فارس ها؟ یونس شاملی
2012,02,11 -
بلوچستان درعهد پهلوی قسمت سیزدهم - عبدالکریم بلوچ
2012,02,11 -
حوا نارویی و روشنفکری زن بلوچ
2012,02,11 -
سند بیچارگی و تصویر ذهنی من از گذشته قوم بلوچ
2012,02,11 -
سفیر سابق رژیم در سوریه: کار بشار اسد تمام است
2012,02,11 -
سعودی پیش نویس قطعنامه جدیدی درباره سوریه به سازمان ملل ارائه کرد
2012,02,11 -
دستاورد نشست مخالفان حکومت ایران در استکهلم چه بود؟ یورونیوز فارسی
2012,02,10 -
فشار اقتصادی ناشی از تحریم بر زندگی شهروندان عادی
2012,02,10 -
ویب نویسان بلوچ نقطه سرخط !!!
2012,02,10
مرزهای بین المللی هیچوقت و ابداَ کاملا عادلانه نیستند، اما این درجه بی عدالتی بر آنان تحمیل میشود، آنهایی که با بهره گیری از قدرتِ زور بهم پیوند داده و یا از همدیگر جدا و تقسیم میگردند، این بین آنان یک اختلاف حقیقی ببار می آورد، اغلب در میان آنهایی که بین آزادی و سرکوب، مدارا و ظلم و وحشیگری و یا زیر تسلط و سیادت حقوق و قانون، یا زیر سلطه جنگ و صلح قرار دارند.
خودسرانه ترین و غیرواقعی ترین مرزهای جهان در آفریقا و در منطقه خاورمیانه قرار دارند، مرزهایی که بدست اروپائیان خودخواه، زمانی که آنها در سرزمینهای خویش با مشکلاتی بر سر تعیین مرزهای کشورهایشان مواجه بوده اند، خود را به آن سوی جهان میرساندند تا بین میلیونها مردمان بومی مرگ را تحریک کنند، این مرزها بدست آنان در آنجاه کشیده شده اند.
مرزهای ناعادلانه خاورمیانه - به گفته چرچیل- بیش از همه خود پیش ساز مشکلات هستند، بجای حل مشکلات منطقه، در حالی که خاورمیانه نه تنها به سبب مرزهای غیرطبیعی و ناعادلانه با بحرانهایی روبروست، بلکه به دلیل رکود و فقر فرهنگی و جنجالهایی در زمینه نابرابریها تا بنیادگرایی مذهبی، این گمان و بزرگترین تابو د ر مورد اینکه مبارزه علیه تروریسم به شکست خواهد انجامید نه از اسلام بر آمده، بلکه از مرزهای مقدس انگاشته شده وحشتناکی ناشی میشود، که دست زدن به آنها قدغن شده و دیپلماتهای ما هم از این نوع دیدگاه پیروی میکنند.
طبیعی هست که هیچ مرز تعیین شده ای اگر با قوانین سخت و بیرحمانه هم باشد، بتوانند هر یکی از اقلیتها را در خاورمیانه خوشبخت سازد، اما در بعضی موارد ملیتها و اقلیت و گروههای مذهبی در یک جامعه مخلوط و متنوع در کنارهم زندگی میکنند و همچنین با یکدیگر ازدواج کرده اند، اما در بعضی جاهها نسبتهای قومی و تعلق مذهبی آن چنان که افراد خوشبین امروز، به چنین وابستگی هایی انتظار آنرا داشتند نتوانسته اند مثمر باشند.
این حد و مرزهایی که من در این نقشه برای این آرتیکل ترسیم کرده ام، مرزهای دروغین کنونی که بین گروههای قومی، کُرد، بلوچ و شیعه های عرب بر کشیده اند را بی اثر میسازد، آیا میتوان به مطالبات و احتیاجات و حقوق مسیحیان، بهایی ها، اسماعیلی ها، نقشبندی ها و بسیاری دیگر از محدود و بیشمار اقلیتها پاسخگو شد.
ناحقی و ظلم فراموش ناشدنی را نمی توان با بخشیدن بخشی از اراضی کشور از خاطره ها پاک کرد، موردی چون قتل عام ارامنه که بدست امپراتوری عثمانی انجام گرفته است، اگر تحول و تغییر در همین مرزهای ناعادلانه برای بسیاری موردی نیست که راجع به آن صحبت شود، اما بدون تحول در مهمترین مرزها، یک خاورمیانه آرام و صلح آمیز مقدور نخواهد بود.
حتی آنها، کسانیکه تغییر بر حدودات مرزها را به شدت رد میکنند، میشود پیشنهاد و مشورت داد، اگر آنان یکبار- فقط از برای امتحان - از سر تفکر در این باره اندیشه و تأمل کنند که چطور بایست مرز کشورهای بین منطقه "بوسفُر" تا "ایندوس" تغییر یابند، در این مهم چنین تغییری بسیار الزامی است.
یا اینکه آدم می پذیرد هنر طراحی بین المللی و جامعه جهانی غیر از جنگ ابزار موثر دیگری ندارد و نمی شناسد، مرمت کردن مرزهای ناتمام میتواند ما را به لحاظ روحی یاری رساند، باید این مرزهای ارگانیک (دولتی شده) خاورمیانه را دست بزنیم و مشکلات را دریابیم، زیرا ما در روبروی هم ایستاده ایم و خواهیم ایستاد.
ما خودمان را با بد رُخی و نقص های بزرگ که بوسیله انسانهایی شکل گرفته اند مشغول کرده ایم، تا زمانی که به این مشغولی خاتمه ندهیم نفرت و بکارگیری سازوکارِ زور ادامه دارد، تا که این تحول و تبدیل نهایتا صورت گیرد.
و برای آنها، کسانی که سکوت و یا نفی میکنند این مهم را، و در باره مقوله ای که آنان خود نمی خواهند راجع به او فکر کنند و میگویند مرزها نباید تغییر یابند، با ارزش هست اگر آنان این را بیاد بیاورند، که مرزها در طی این صد سال گذشته هیچوقت از تغییر و تبدیل باز نایستاده اند.
مرزها ابدا دولتی نیستند، بسیاری از مرزها از "کنگو" تا "کوزوو" در حال حاضر خود را تغییر داده اند (در این بین بسیاری از سفیران و نمایندگان خصوصی سعی دارند فاصله بگیرند تا بدینصورت موفق شوند ناخنهای خود را در این میان پاک و مّنزه نگهدارند).
آخ بله، همچنین یک مورد کوچکی، اسرار کثیفی از تاریخ پنج هزارسال گذشته در این باره که، پاکسازی قومی موثر افتاده است.
ما برای خوانندگان آمریکایی از دشوارترین مرز شروع می کنیم، اسرائیل می خواهد این کمترین امید را داشته باشد که با همسایگان خود به یک صلح معقول برسد، میتواند و باید به مرزهای قبل از سال 1967 بر گردد، با تغییرات بنیادین برای امنیتی که ضروری هست در مرزهای محلی، یا اینکه به صرف مسئله زمین اورشلیم را ضمیمه میکند و شهر چند هزارساله آغشته در لکه های خون تا روزی که ما زنده هستیم، چون مسئله ای لاینحل برجا باقی میماند.
آنجایی که هر سه دین برای خدایان خویش دِیر و عبادتگاه و منافع دینی قایل هستند، ناحیه ای که بطور الفبایی با تمام سختی و سماجت بصورت یک حیاط مبارزه و درگیری در آمده است، در برابر حرص و طمع احمقانه به نفت، یا در برابر دعوا و نزاعهای قومی بی رقیب می باشد، به این لحاظ ما این مورد منفرد و بررسی شده را به کناری میگذاریم و به آنانی رجوع میکنیم، آنانیکه پیوسته و جاری در بستر بی توجهی ها قرار دارند.
این خودنمایی ناعادلانه کشورها از بالکان گرفته تا هیمالیا و نبود یک کشور مستقل برای کُردها بزرگترین بی عدالتی به چشم می آید، در خاورمیانه 27 تا 36 میلیون کُرد زندگی میکنند (آمار دقیق نیست، زیرا هیچ دولتی تعداد کُردهای ساکن در کشور خویش را کامل اعلام نمی کند) به هر صورت کُردها جمعیت شان بیشتر از جمعیت کشور عراق کنونی است.
این آمار گویای این هست که کُردها بزرگترین اقلیت قومی در جهان هستند که از داشتن یک کشور مستقل برای خودشان محروم شده اند، بدتر از آن اینکه از عصر "گزنفون" تا به امروز کُردها در هر کشوری که سکونت دارند در آنجا سرکوب شده اند، کوه و تپه هایی که آنان در آنجا زندگی میکنند کنترل و تفتیش میشوند.
آمریکا و گروه متحدین بعد از سقوط بغداد یک شانس روشن را جهت تغییر و تحول از دست دادند، کشوری چون هیولای فرانکشتاین،ی که از سه بخش که هیچوقت آنها بهم نمی آیند تشکیل شده، میتوانست به سه قسمت کوچکتر تقسیم بشود، ما بدلیل ترس و بزدلی و در فقدان یک چشم انداز، کُردها را مجبور کردیم دولت جدید عراق را حمایت و پشتیبانی کنند، اما با جرأتی دردآور برای جبران کردن خواستهای خوب ما، آنان دارند این کار را انجام میدهند.
اگر امروز یک رفراندوم آزاد صورت گیرد بدون تردید کُردها صد درصد به استقلال رأی خواهند داد، چنین کاری را کُردهای ترکیه هم میتوانند انجام دهند، مردمانی که دهها سال هست زیر سرکوب وحشتناک نظامیان قرار دارند، در این دگردیسی اجباری بعنوان "ترک های کوهستان" کُردهای ساکن ترکیه، در مسیر از دست دادن هویت ملی کُردی خودشان قرار دارند و آنان چنین بی عدالتی را متحمل هستند.
در حالی که دست سرکوبگر آنکارا در سرکوب کردن کُردها کمی بازایستاده بود، اما در این دوران اخیر سرکوب دوباره شدت یافته، ما باید یک پنجم خاک ترکیه را به عنوان سرزمین اشغال شده تلقی کرده و بپذیرم، کُردهای ایران و سوریه هم اگر میتوانند خودشان را با عجله به کردستان مستقل ملحق خواهند کرد.
این دریغ کردن و خودداری جامعه جهانی دمکراتیک از برای تشکیل یک کشور کردستان مستقل، نه تنها نشان از یک بی تفاوتی به حقوق بشر و فروگذاری کردن هست، بلکه نشانه بدتر از خام و نفهم بودن هم هست که از گناه انجام آن آدم چشم پوشی بکند، نکاتی که رسانه های ما را متغییر کرده و به حرکت در آورده است.
آخ باقی آنچه، از "دیاربکر" تا تبریز تشکیل یک کردستان آزاد، تنها کشوری از بلغارستان گرفته تا ژاپن در این میان کشور غرب دوست و متمایل به غرب خواهد بود، در یک طرح و تقسیمات عادلانه آن سه استان سنی نشین عراق میتوانند به سوریه ملحق شوند، به کشوری که ساحل غربی خود را به لبنان بزرگ که به غرب و کشورهای مدیترانه ای (اروپایی) تمایل دارد، از دست میدهد.
منطقه جنوبی شیعه نشین عراق تا امتداد ساحل خلیج فارس در ایران فعلی، برای تشکیل یک کشور شیعه نشین میتواند زمینه یک اساس و بنیاد قرار گیرد، اردن تغییری نمی کند اما بر اساس خسارتی که به عربستان وارد میشود اردن در جنوب مرزهایش پهناورتر خواهد شد سرزمینهایی از عربستان به آن کشور ملحق میشوند، این کشور غیر واقعی عربستان سعودی، بیش از پاکستان تجزیه و تقسیم بر خود خواهد دید.
یکی از ناملایماتی که سبب گسترش رکود درجهان اسلام شده این هست، که خانواده پادشاهی سعودی شهرهای مکه و مدینه را تیول و ملوک الطوایف خویش می پندارند، با تسلط بر مقدس ترین مکانهای اسلام از طریق کنترل پلیسی متعصب، سرسخت و سرکوبگرترین رژیم جهان - و آن بزرگی- تسلط و پول نفت بدون زحمت را بدست آوردن، سعودی ها را به قدرتی رسانید که با استفاده از آن پول، پندار وهابی مذهب خود را در جامه یک اعتقاد دین رسمی، بی مُدارا به خارج از مرزهای کشور خویش در جهان صادر کنند.
این صعود سعودی ها به ثروت و- نتیجه آن- تاثیرگذاری بر بدترین دورانی هست در طی دوران اسلامی از زمان پیامبر تا به حال، بدتر از آن اینکه این نکات در جهان عرب بعد از پایان عثمانی (اگر نگوییم مغولها) صورت میگیرند.
نا - مسلمانان نمی توانند تغییری در کنترل شهرهای مقدس صورت دهند، اما آدم این تصور را پیش خودش می کند، که برای مسلمانان چقدر درست با ارزش و عالی خواهد بود اگر مکه و مدینه بوسیله یک مجموعه شورایی، متشکل از نمایندگان گروههای دینی و مذهبی به شیوه یک کشور مستقل مقدس اسلامی حکمرانی شود – یک نوع سوپر واتیکانِ مسلمانان- که در آنجا در خصوص آینده یک اعتقاد دینی بزرگ بیشتر گفتگو شود، بجای غرور کردن.
در حقیقت عدالت واقعی هست - آنچه که ما هم دوست نداریم- و میشود مناطق نفت خیز به ساحل را به دست شیعیان عرب زبان واگذار کرد به آنهایی که درناحیه زندگی می کنند، در حالی که منطقه جنوبشرقی به یمن خواهد رسید، شاید در بدنه یک منطقه محدود خانواده آل سعود نتوانند درعمل برای اسلام و جهان این همه نامرادی ببار آورند.
ایران کشوری هست با مرزهای گمراه کننده و نامعلوم، این کشور یک بخش بزرگی از مناطق خود را به آذربایجان متحد، یک کردستان آزاد و یک بلوچستان آزاد از دست خواهد داد، مسئله، مشکل و پرسش این هست، آیا شهرساحلی بندرعباس را میتواند برای خود حفظ کند و یا اینکه آن را به کشور شیعه نشین واگذار خواهد کرد.
این، آنچه که افغانستان درغرب به نفع ایران از دست میدهد آنرا این کشور در مرزهای شرق خود جبران خواهد کرد، قبایل ساکن شمال غرب (نورد وست ترتوریوم) با برادران افغانی خودشان متحد میشوند (تکلیف و تمرین در اینجا این نیست که نقشه طرح کنیم به آنصورتی که ما خوشمان بیاید، بلکه چنان باید که مردمان آنجا خواهان آن میباشند و برایش استثنا قایلند.
پاکستان دیگر کشورغیر طبیعی و غیر واقعی، منطقه بلوچ نشین خود را به بلوچستان آزاد از دست می دهد، آنچه از پاکستان باقی میماند سرزمینهایی هستند که در شرق رود ایندوس قرار دارند و باضافه یک منطقه ممیزی در اطراف شهر کراچی خواهد بود.
امارات متحده عربی هم یک تقدیر بهم خورده ای خواهد داشت، چنان چون یک حقیقت، این کشور شیخ نشین یک قسمت از خاک خود را به کشور شیعه نشین عربی که تا سواحل شمالی خلیج فارس امتداد دارد، از دست خواهد داد (کشوری که به احتمال قوی نقش یک توازن را بازی خواهد کرد، بجای همراهی و ائتلاف با یک ایران فارسی.
از آنجا که تمام فرهنگ دین پاک نفاق و منافقی هست، دوبی احتمالا بر حسب ضرورت، منطقه ارضی خود را به حیث چمن بازی برای افراد حریص و خوشگذران حفظ خواهد کرد، در ضمن کویت و عمان نیز به صورت فعلی باقی خواهند ماند، به هرحال این طراحی علمی و فرضی دوباره مرزها موارد و مطالبات قومی و قبایلی و خویشاوندی و تعلق داری به یک مذهب را منعکس میکند.
بدون تردید ما میتوانیم با حرکت کردن و پروبال دادن و ادامه گفتگو مرزها را تغییر دهیم، آیا جلو می افتیم و این گزینه را عملی خواهیم کرد، پس بررسی میکنیم ما این موارد محاسبه شده را، آن نقشه که مرزهای فعلی را نشان میدهد حاکی از آن هست که بدترین تفهیم را عیان کرده است.
آن اینکه فرانسه و انگلیس در قرن بیستم با یک منطقه چه کرده اند، منطقه ای که در قرن بیستم در تلاش بود تا خود را از زیر تسلط شکسته نفسی و تسلیم شدن قرن نوزدهم برهاند، مرزها را به نفع اقوام تغییر دادن ظاهرا امری باشد ناممکن - تا به حال همچنین در زمانهای پیش آمده و همراه با براه انداختن حمام خون – خواهند توانست مرزهای جدید و طبیعی برقرار کنند.
سرزمین بابِل بیش از یکبار فتح شده است.
در این میان زنان و مردان ما در لباس اونیفورم برای امنیت و علیه تروریسم دارند مبارزه را به پیش میبرند، از برای انتظارات آینده و دمکراسی و برای وصول به نفت در منطقه ای، و آن منطقه معلوم هست، در آنجا علیه خود مبارزه کنیم، این تقسیمات فعلی و حاضر انسانها و الحاق و نزدیکی جبری از آنکارا تا کراچی، با دردی که خود باعث شده اند، همه اینها رویهمرفته برای بنیادگرایی مذهبی یک جای امن و فضای رشد فراهم کرده اند، در یک فرهنگ که دارای خصوصیاتی چون شرم و ننگ باشد، در آنجا به هدف یارگیری برای تروریسم هر کسی را پیدا می کنند، در آنجا، جایی که زنان و مردان با حالتی شدید و پریشان مرزهای خود را مینگرند، با کنجکاوی بسوی دشمنان ما نگاه می کنند.
این جهان را از تروریست پر کردن و کمبود انرژی و رویدادهای جاری در خاورمیانه، همگی حکایت از آن دارند که وضعیت آن منطقه بجای اینکه بسوی بهبودی و آرامش پیش برود، بدتر و بحرانی تر خواهد شد، این منطقه، منطقه ای است که در آن بدترین نوع ناسیونالیسم پا گرفته، گمان هست و تهدید احساس میشود، افراد وابسته مذهبی و نادیده گرفته شدگان بتوانند یک اعتقاد ناشی شده از اشتباه را تحمیل کنند، در آن صورت ایالات متحده آمریکا و متحدان او و نیروهای نظامی آنها، خود را برای یک روبروی با بحرانهای بی پایان آماده سازند.
در حالی که عراق میتواند یک مثال خلاف و امید نیز باشد، اما نباید ما این کشور را قبل از وقت ضروری ترک کنیم، آنوقت مشکلات در هر جبهه ای در منطقه بسوی وخیم تر شدن پیش خواهند رفت.
اگر ما نتوانیم مرزهای خاورمیانه و خاورشرق را آن چنان که وفق طبیعت خون، حقوق و اعتقادات مردمان آنجا الزامی میدارد بر آن اساس تغییر بدهیم، آنگاه اجازه داریم که این را به عنوان اساس اعتقادی تصور کنیم، آن اینکه یک بهری از خونی که در آن منطقه ریخته میشود، از آن خود ما خواهد بود.
برگردان به زبان فارسی، از: ح د سدیچ
چهارشنبه 8 سپتامبر2010 برابر18 شهریور 1389
اصل این مقاله به زبان انگلیسی همراه با طرح نقشه مرزهای جدید خاورمیانه در سال 2006 منتشر شد، پیشنهاد چنین تغییر و تحولی در این مرزها را ارتش ایالات متحده ارایه داده و آنان این نقشه فرضی مرزهای آینده را ترسیم کرده اند.
http://www.armedforcesjournal.com/2006/06/1833899
http://www.duckhome.de/tb/archives/3378-Ist-das-der-neue-Nahe-Osten-reloaded.html#comments














