وضعیت کنونی ایران و تأثیر احتمالی آن بر بلوچستان غربی/ ناصر بلیده‌ای دبیرکل حزب مردم بلوچستان

 

     

امروز می‌خواهم درباره وضعیت سیاسی کنونی در ایران صحبت کنم و اینکه تضعیف احتمالی دولت مرکزی چگونه می‌تواند بر بلوچستان غربی، یعنی منطقه بلوچ‌نشین در ایران، تأثیر بگذارد. همچنین بازیگران مختلف سیاسی و اجتماعی در میان جامعه بلوچ را بررسی می‌کنم و تلاش می‌کنم از تجربه سایر جنبش‌های منطقه، به‌ویژه تجربه کردها، درس‌هایی استخراج کنم.

۱- وضعیت سیاسی کنونی ایران

در سال‌های اخیر، ایران با فشارهای داخلی و خارجی قابل توجهی روبه‌رو بوده است. اعتراضات گسترده اجتماعی، به‌ویژه در جریان جنبش “زن، زندگی، آزادی”، شکاف‌ها و نارضایتی‌های عمیق در جامعه ایران را آشکار کرد.

اعتراضات گسترده‌ای نیز توسط جامعه مدنی بلوچ، با مرکزیت زاهدان و با حضور برخی رهبران مذهبی، برگزار شد که یکی از پایدارترین اعتراضات در جریان این جنبش به شمار می‌رفت.

هم‌زمان، فشارهای ژئوپولیتیکی و تنش‌های منطقه‌ای نیز افزایش یافته است.  اگر دولت مرکزی ایران به دلیل فشارهای خارجی یا بحران‌های داخلی ضعیف‌تر شود، مناطقی با هویت ملی قوی، مانند بلوچستان غربی، ممکن است شاهد افزایش مطالبات سیاسی برای خودمختاری، حقوق بیشتر یا اصلاحات سیاسی باشند.

با این حال، نتیجه نهایی تا حد زیادی به راهبردها و اهداف بازیگران مختلف بلوچ بستگی خواهد داشت.

۲- تنوع در جنبش‌های سیاسی و اجتماعی بلوچ

ستم ملی بر بخش‌های مختلف جامعه و افراد، واکنش‌های متفاوتی ایجاد می‌کند. به همین دلیل، گروه‌ها و افراد استراتژی‌ها و تاکتیک‌های متفاوتی اختیار می‌کنند. این امر سبب شده است که جامعه بلوچ از نظر سیاسی یکدست نباشد و چندین نوع بازیگر مختلف در آن فعالیت کنند.

الف. جامعه مدنی بلوچ

جامعه مدنی بلوچ نقش مهمی در اعتراضات زاهدان ایفا کرد.  تمرکز اصلی این فعالیت‌ها بر حقوق مدنی، کرامت انسانی و مشارکت سیاسی در چارچوب ایران بود و شعارهای متحدکننده‌ای داشت.

جنبش‌های جامعه مدنی عمدتاً بر اعتراضات مسالمت‌آمیز، بسیج اجتماعی و جلب توجه بین‌المللی تکیه دارند. از آنجا که این رویکرد مبتنی بر روش‌های خشونت‌ پرهیز است، معمولاً در سطح بین‌المللی مشروعیت بیشتری پیدا می‌کند و با هنجارهای جهانی حقوق بشر سازگارتر است.

ب.   جنبش‌های سیاسی حاکمیت مردم و ملی

برخی سازمان‌های سیاسی بلوچ، به‌جای استقلال، از خودمختاری در چارچوب ایران حمایت می‌کنند. یکی از این نمونه‌ها حزب مردم بلوچستان است که از ایجاد نظام فدرال مبتنی بر حاکمیت مشترک و خودگردانی منطقه‌ای حمایت می‌کند.

این دیدگاه بر این واقعیت استوار است که ایران کشوری چندملیتی است و نه یک ملت یکپارچه و همگن. علاوه بر فارس‌ها، گروه‌های ملی مهم دیگری نیز در ایران زندگی می‌کنند؛ از جمله بلوچ‌ها، کردها، عرب‌ها، ترک‌های آذری، ترکمن‌ها و لرها که هر یک زبان، فرهنگ و هویت تاریخی خاص خود را دارند.

به همین دلیل، بسیاری از احزاب و سازمان‌های سیاسی ملت‌های تحت ستم معتقدند که ساختار سیاسی بسیار متمرکز نمی‌تواند به‌طور کامل نیازهای این تنوع قومی و ملی را پاسخ دهد از این‌رو، بسیاری از جنبش‌های سیاسی ملتهای تحت ستم، به‌ویژه کردها، عرب‌ها و بلوچ‌ها، از تبدیل ایران به یک نظام فدرال دموکراتیک حمایت می‌کنند.

در چنین مدلی، ایران همچنان یک کشور واحد باقی می‌ماند، اما مناطقی مانند بلوچستان اختیارات گسترده‌ای در زمینه اداره محلی، سیاست‌های اقتصادی، حقوق فرهنگی و زبان خواهند داشت.

این رویکرد واقع‌بینانه تلاش می‌کند میان خودگردانی مناطق و یکپارچگی تعادل ایجاد کند. از آنجا که سازمان‌هایی مانند سازمان ملل متحد (United Nations) معمولاً بر حفظ مرزهای موجود برای حفظ ثبات بین‌المللی تأکید می‌کند، چنین مدلی ممکن است نسبت به جدایی کامل، شانس بیشتری برای پذیرش بین‌المللی و داخلی داشته باشد.

ج. جنبش‌های استقلال‌طلب

در مقابل، برخی سازمان‌های سیاسی بلوچ از استقلال کامل حمایت می‌کنند. برای مثال، جنبش ملی بلوچستان خواهان استقلال بلوچستان غربی ازایران است.

همچنین جنبش آزادی بلوچستان از استقلال دو بخش بلوچستان، یعنی بلوچستان غربی در ایران و بلوچستان شرقی در پاکستان، حمایت می‌کند.

با این حال، چنین رویکردهایی با موانع جدی ژئوپولیتیکی روبه‌رو هستند. نظام بین‌المللی در سال‌های اخیر معمولاً حفظ مرزهای موجود و حاکمیت کشورها را ترجیح می‌دهد و به همین دلیل به رسمیت شناختن دولت‌های جدید بسیار دشوار است. تلاش مردم کرد در عراق و مردم کاتالان در اسپانیا با برگزاری همه‌پرسی و رأی مثبت مردم نیز نتوانست این تلاش‌ها را به نتیجه نهایی برساند.

د. گروه‌های مسلح ملی ـ مذهبی

یکی دیگر از بازیگران منطقه، گروه “جبهه مبارزان مردمی” است که یک سازمان مسلح سنی بلوچ به شمار می‌رود و از فعال‌ترین گروه‌های مسلح علیه حاکمیت استبدادی در ایران محسوب می‌شود.

۳درس‌هایی از تجربه کردها

تجربه سیاسی کردها در منطقه می‌تواند درس‌های مهمی ارائه دهد.

در سوریه، برخی نیروهای کرد که با حزب کارگران کردستان ارتباط داشتند، با مخالفت شدید ترکیه روبه‌رو شدند. ترکیه این گروه‌ها را تهدیدی برای امنیت ملی خود می‌دانست و عملیات نظامی علیه مناطق تحت کنترل آن‌ها انجام داد.

این فشارهای منطقه‌ای در نهایت موجب تضعیف کنترل کردها بر برخی مناطق شد و به دولت سوریه اجازه داد در برخی مناطق دوباره نفوذ خود را گسترش دهد.

این تجربه نشان می‌دهد که ژئوپولیتیک منطقه‌ای و مشروعیت بین‌المللی نقش بسیار مهمی در موفقیت یا شکست جنبش‌های آزادی‌بخش ملی دارند.

نتیجه‌گیری

آینده بلوچستان غربی تا حد زیادی به نحوه عمل بازیگران سیاسی بلوچ در برابر واقعیت‌های داخلی و بین‌المللی بستگی خواهد داشت.

ضعیف شدن دولت مرکزی ایران ممکن است فرصت‌های سیاسی جدیدی ایجاد کند، اما موفقیت هر جنبش به راهبرد، انسجام داخلی و مشروعیت بین‌المللی آن بستگی دارد.

تجربه کردها در عراق و سوریه و همچنین تجربه بلوچ‌ها در پاکستان نشان می‌دهد که:

  • جنبش‌هایی که با گروه‌های یا شبکه‌های فراکشوری مرتبط باشند، معمولاً با مخالفت برخی بازیگران مهم منطقه‌ی روبه‌رو می‌شوند.
  • جنبش‌های استقلال‌طلب با موانع جدی روبه‌رو هستند، زیرا نظام بین‌المللی در حال حاضر بر حفظ تمامیت ارضی کشورها تأکید می‌کند.
  • راهبردهایی که بر تقسیم حاکمیت و قدرت تأکید می‌کنند، شانس بیشتری برای پذیرش بین‌المللی دارند.

از آنجا که ایران کشوری چندملیتی شامل فارس‌ها، بلوچ‌ها، کردها، عرب‌ها، ترک‌های آذری، ترکمن‌ها و لرها است، یک نظام فدرال مبتنی بر حاکمیت مشترک و خودگردانی مناطق می‌تواند یک راه‌حل سیاسی واقع‌بینانه و دست‌یافتنی‌تر باشد.

به همین دلیل، رویکردهایی مشابه آنچه حزب مردم بلوچستان مطرح می‌کند، یعنی سیستمی فدرال بر بنیاد حاکمیت مشترک و خودمختاری درونی، ممکن است هم در داخل، میان ملت‌های مختلف ایران، و هم در سطح بین‌المللی پذیرش بیشتری پیدا کند.

در نهایت، موفقیت بلندمدت مطالبات بلوچ‌ها به ایجاد جنبش‌های فراگیر، حفظ مشروعیت بین‌المللی و یادگیری از تجربه سایر جنبش‌های منطقه، به‌ویژه تاریخ خود بلوچستان، بستگی خواهد داشت.

یاداشت ها برای نشست انجمن باسک در میدیای ایکس، ۱۴ مارچ ۲۰۲۶

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا