بلوچستان مظلوم است نه محروم؛ در گفتگو با عبدالسلام بزرگ زاده

در کتاب اوستا یازدهمین سرزمینی است که اهورا مزدا آن را آفریده است، هم چنین زادگاه رستم دستان قهرمان حماسی شاهنامه ی فردوسی می باشد. سرزمین اساطیری سیستان و بلوچستان دارای قومیت های سیستانی و بلوچ است که سیستانی ها به گویش سیستانی صحبت می کنند و پیرو مذهب تشییع هستند و بلوچ ها به زبان بلوچی سخن می گویند و بیشترشان پیرو مذهب تسنن می باشند.

 

بلوچستان مظلوم است نه محروم؛ در گفتگو با عبدالسلام بزرگ زاده
با این که استان سیستان و بلوچستان ۱۱ درصد از وسعت کل کشور را در بر می گیرد، اما هنوز مردم این استان از امکاناتی که در سایر استان ها وجود دارد آن طور که باید برخوردار نیستند و به نوعی جزو مناطق محروم کشور محسوب می شود.
در این شماره ی خط صلح فرصتی دست داد تا در این خصوص گفت و گویی داشته باشیم با مهندس عبدالسلام بزرگ زاده، روزنامه نگار و مدیر کل سابق صنایع دستی در استان سیستان و بلوچستان.
همان طور که می دانید موضوع بحث ما در خصوص محرومیت های موجود دراستان سیستان و بلوچستان است، لطفاً بفرمایید که مهم ترین چالش های موجود در این استان در حال حاضر چه مواردی هستند؟
بلوچستان محروم نیست بلکه به نظر من بلوچستان مظلوم است و از امکانات این استان برای توسعه، استفاده نشده است.
چرا؟
به عقیده ی من، این امر ناشی از نوع نگاهی است که حکومت های مرکزی ایران در طول تاریخ کشورمان نسبت به بلوچستان داشتند، کم و بیش این نوع نگاه بعد از انقلاب هم ادامه داشت. بیش تر اوقات حکومت ها به مردم بلوچ اعتماد نکردند و همیشه فکر کردند که اگر بلوچستان را از محرومیت خارج کنند و به فکر توسعه ی آن باشند، مبادا که بلوچ ها به فکر تجزیه طلبی و استقلال ارزی بیفتند؛ این در حالی است که مردم بلوچ همیشه به ایرانی بودن خود افتخار کردند و این یک تصور نادرست است. مردم بلوچ در دفاع از مرزهای کشور شهید دادند.
از سوی دیگر تصور می شود جامعه ی بلوچستان سنتی است و یک جامعه ی مدنی نیست، اما می بینیم که در تمام انتخابات ها و در تمام شرایطی که قرار بود مردم در صحنه ی انتخاباتی حضور داشته باشند، بلوچ ها حتی از مردم مرکز و تهران هم بهتر عمل کردند و ثابت کردند که یک جامعه ی عقب مانده نیستند. اگرچه آمار دادند که در بلوچستان مردم کم سواد هستند اما باید بگویم که این مردم بیش ترین سواد اجتماعی و سیاسی را دارند.
من بر می گردم به سوال شما و می خواهم بگویم که بلوچستان محروم نیست بلکه از امکانات و ظرفیت های موجود در این استان و مردم آن استفاده نشده است، چرا که امکانات مادی و انسانی هر دو از مهم ترین عوامل زیرساختی توسعه هستند که در این استان وجود دارد.
می بینیم که این استان ذخایر زیادی دارد و همین طور مرز آبی و خشکی با همسایه ها دارد و دارای آب و هوای چهار فصل است. تنوع محصولات کشاورزی در این استان چشمگیر است و بسیار موارد دیگر که نادیده گرفته می شوند. از طرفی نیروی انسانی قابل توجهی دارد. ما از نظر رشد طراز دانشگاهی با توسعه ی خوبی روبه رو بودیم اما باز هم مردم بلوچ برای مقاطع تحصیلی ارشد و دکتری محدودیت هایی دارند.
چه محدودیت هایی؟
چون باید برای تحصیل فرزندان شان را به خارج بفرستند یا در سایر استان ها ادامه تحصیل بدهند، اما با همه ی این ها، ما جوانانی داریم که خانواده هایشان هزینه های زیادی را برای ادامه تحصیل آن ها متحمل می شوند، اما این جوانان پس از اتمام دوره ی تحصیلی کار پیدا نمی کنند.
می توانید بفرمایید که این درصد بی کاری چقدر است؟
طبق آماری که چند روز پیش مرکز آمار اعلام کرد، کرمانشاه اولین استان از نظر بیکاری بود و نرخ بیکاری در بلوچستان حدود ۲۵ یا ۲۶ درصد اعلام شد اما آمار اصلی بیش تر از این است، به دلیل این که شیوه ی آمارگیری در این خصوص درست نبوده است.
در این استان بیش تر زنان در خانه های خود، کارهای دستی مانند سوزن دوزی انجام می دهند و این یک فرهنگ است و در نظام جامع آماری این افراد را جزو کسانی که کار دارند به حساب آوردند. این در حالی است که اکثر این مردم شغلی ندارند که با تعریف کار مطابقت داشته باشد و خب، این ها را جزو آمار حساب کردند. از طرفی می بینیم که افرادی با تخصص دکتری بیکار هستند.
من فکر می کنم که این را نمی توان گفت محرومیت چون این افراد دارای استعداد هستند و تحصیل می کنند اما به کار گرفته نمی شوند، پس ما نیروی انسانی داریم. از سوی دیگر ما سرمایه های انبوه زیاد داریم، بسیاری از مردم پول های شان را در بانک ها گذاشتند و این سرمایه های سرگردان مردمی بخوبی هدایت نمی شوند.
به نظر شما چرا از این سرمایه ها استفاده نمی شود؟
یکی از دلایل آن نبود امنیت برای سرمایه گذاران است، از سوی دیگر تبعیضات زیادی در دادن وام یا پروانه ی کار وجود دارد، چون در نوع مذهب و اعتقادات شخص سرمایه گذار کنکاش می کنند. این در حالی است که باید فقط توجه کنند به این که این فرد آمده است تا آبادانی ایجاد کند، حالا با هر قومیت و گرایش مذهبی و باید از آن استقبال کنند، از طرفی گاهی غرض ورزی هم وجود دارد. البته گاهی هم با صاحبان سرمایه برخورد امنیتی می شود.
سهم و حضور زن در بلوچستان چقدر است؟
بر خلاف برخی سم پاشی ها می بینم که در بلوچستان زن جایگاه خودش را دارد و زن یکی از سرمایه گذاران در خانواده محسوب می شود، چون طلای زن یک پشتوانه ی مالی خانوادگی محسوب می شود و زیور آلات زن بلوچ نبض اقتصادی خانواده بوده است.
اما یکی از مسایلی که در بلوچستان با آن روبرو هستیم ازدواج های در سن کم و پایین دختران است!
این شاید در قدیم بوده است و فقط مختص بلوچستان هم نبود. اما باید بگویم که در همان جامعه هم، زن کوچک هم نقش خود را داشت…
چه نقشی؟
اگر در همان زمان دزدها به کاروان می زدند و یک زن را می دیدند، حضور او باعث نجات کاروان می شد چون به احترام او کاروان را آزاد می کردند. از طرفی می بینیم که در بلوچستان ما فرماندار زن داریم و حداقل ۴ زن در مقام های عالی خدمت می کنند و این امر نشان دهنده ی نگاه مثبت به زن است و خانواده ی او و شوهرش، همه اجازه دادند که او در این جایگاه فعالیت کند. این خود نشانی از توجه و مدنیت به زن است. این ها مثال های عینی است. متاسفانه در بحث رسانه ای و فیلم سازی کمتر از موارد مثبت این استان حرف زده شده است.
آیا می دانید که دلیل اصلی نداشتن شناسنامه ی عده ی زیادی از مردم در این استان چیست و این معضل ریشه اش در کجا نهفته است؟
بارها در این مورد صحبت شد، نگاه کردن به این موضوع از لحاظ ترکیب جمعیتی و قومی مهم نیست و متاسفانه برخی از شناسنامه ها در مواقعی باطل شده است که بخشی از این رخدادها به رای گیری ها بر می گردد و به کاندیداها، البته نماینده های مجلس پیگیر هستند و این واقعیتی است که وجود دارد.
بلوچستان به نوعی شاهراه ترانزیت مواد مخدر محسوب می شود با این مشکل چه طور می توان روبه رو شد؟
برای رفع این مشکل، از قبل از انقلاب از طریق سخت افزاری کار شده است و این فقط مختص بلوچستان هم نیست، حتی در خراسان هم این مشکل وجود دارد. اما من معتقدم که باید کاری کنیم تا خرده فروش ها و عمده فروش ها بفهمند که این کار خوبی نیست. در واقع باید از بعد فرهنگی روی این موضوع کار بشود، حتی در سطح بین المللی هم روی بعد فرهنگی این مشکل به خوبی کار نشده است. البته قدرت های مافیایی کار خودشان را می کنند اما روی صحبت من برای فرهنگ سازی بین مردم است چون اگر مردم همکاری نکنند، کار برای گروه های مافیای قاچاق مواد مخدر سخت تر می شود و از این مرز به جای دیگری می روند.
از سوی دیگر ظرفیت مرز می تواند فرصتی برای توسعه ی اقتصادی کل کشور باشد و باید از آن استفاده شود. مهم ترین ظرفیت این مرز و طلایی ترین آن اشتراکات فرهنگی، زبانی با بلوچ های کشورهای همسایه است که از آن استفاده نشده است.
این مسئله موجب می شود که تجارت خوبی در دوسوی مرز اتفاق بیافتند و دیگر جایی برای قاچاق مواد مخدر نمی ماند، اما به دلیل این که آن تفکر اشتباه تجزیه طلبی وجود دارد و فکر می کنند که این اتفاق و همبستگی، موجب جدایی بلوچ ها از کشور می شود به نوعی مانع تراشی می کنند تا این اتفاق نیفتد، حتی سعی شده تا بین بلوچ های این دو سوی مرز تنفر به وجود بیاید.
چقدر مشکلات بهداشتی دراین استان شایع هست یا بیماری هایی مانند مالاریا هنوز پا برجاست؟
بله! ما از بیماری مالاریا چیزی نشنیدیم. البته مالاریا به کلی ریشه کن شده، چون مالاریا از آب های راکد ناشی می شود…
ببخشید که صحبت شما را قطع می کنم؛ من نه به اندازه ی شما اما تا حدی با این استان آشنا هستم و می خواهم بدانم که مسائل بهداشتی در حال حاضر در چه سطحی است؟
خب، در خصوص مسائل بهداشتی هنوز خیلی مشکل داریم، شاید طرف در آپارتمان زندگی می کند اما مرغ و بوقلمون هم نگهداری می کند. منظورم این است که هنوز فرهنگ بهداشتی در زندگی شهری هم خیلی رعایت نمی شود اما نه مالاریا، چون دیگر در دنیا هم این بیماری مهار شده است.
اما همان طور که می دانید بلوچستان فقط به زاهدان ختم نمی شود و وقتی وارد روستاها می شویم حتی فواصل بین شهرها، با مواردی از نظر بهداشتی روبه رو می شویم که قابل تامل است و شاید از این نظر به آن محروم؛ می گویند!
من در زمان آقای احمدی نژاد مدیر صنایع دستی بودم و به همین دلیل برای روستاها بحث اشتغال زایی داشتیم از این رو اسامی حدود بیش از ۵ هزار روستا در این استان را دارم که همه از امکانات اولیه برخوردارند، حتی روستای بالای ۲۰ خانوار هم برق دارد، من دفاع نمی کنم شاید در همان روستایی که برق دارند بیمارستان ندارند. اما فراموش نکنید که در همان تهران هم مشکلات بهداشتی وجود دارد، ما در کل کشور با کمبود دارو روبه رو هستیم.
مسئله ی تعدد زوجین چی؟
این مسئله در شهرهای مختلف فرق داد و در برخی شهرها مردی که تعدد زوجین داشته بیش تر مورد نکوهش قرار می گیرد، اما در برخی شهرها شاید این طور نباشد، به هر حال باید در این خصوص هم یک آمارگیری درست صورت بگیرد تا بتوان در این مورد صحبت کرد. شاید حتی برخی مراجع تشییع بگویند که می توان چند تا زن گرفت، اما همه ی این ها بستگی دارد که در کدام شهر باشیم مثلاً در خاش یا زاهدان شاید این مسئله راحت تر پزیرفته شود اما دلیل بر این نمی شود که مردم بلوچ با پدیده ی چند زنی و تعدد زوجین برخورد خوبی دارند.
آقای بزرگ زاده، ممنون بابت فرصتی که در اختیار ما قرار دادید…

مصاحبه کننده: دلبر توکلی
میهمان: عبدالسلام بزرگ زاده

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن