نظر فعالان بلوچ در مورد ترور معلمان در بلوچستان

ناظران معتقد اند که استفاده (مسئولان امنیتی استان سیستان و بلوچستان) از عنوان “ترور معلم در بلوچستان” بیش از آنکه جنبه حقوقی و مدنی داشته باشد جنبه سیاسی دارد.
در بلوچستان روزانه یا هفته ای چند ترور وجود دارد که ریشه اکثر این موارد به درگیری های طائفه ای بر می گردد و دلیل افزایش این نوع ترور ها اندکی ریشه ای تربه توزیع سلاح گرم توسط سپاه پاسداران در بین طوائف و مردم عادی بلوچ بر می گردد که در بسیاری از موارد شواهد نشان می دهد این سلاح ها در درگیری های طائفه ای استفاده شده و باعث خونریزی شده اند اما نه تنها سلاح ها جمع آوری نشده اند بلکه گویا یک نوع مصونیت برای استفاده کندگان این سلاح دیده می شود چرا که این “ترور کنندگان” یا قاتلان بخاطر وابستگی که به سپاه دارند یا بخاطر عدم تمایل به حل ریشه ای درگیری های طائفه ای هیچ گاه به زندان نمی افتند و مورد پیگرد سخت قضائی قرار نمی گیرند.

حال در این میان با در نظر گرفتن بالا بودن آمار این ترور ها هر از چندی فردی در درگیری های طائفه ای مشابه ترور می شود که چه بسا از بین این افراد عده ای معلم و کارمند دولت هستند. چون متاسفانه در درگیری های طائفه ای وقتی فردی از یک طائفه کشته می شود طائفه و قبیله دیگر برای انتقام گیری تلاش می کند یکی از شایستگان طائفه دیگر را فارغ از اینگه بی گناه است برای (به قول خودشان) وارد کردن ضربه “با شلیک گلوله به قتل می رسانند” اما هیچ گاه اخبار و گزارشهای این درگیری ها و ترورها در رسانه ها منتشر نمی شوند. و مسئولان قضائی و امنیتی هیچ واکنشی نسبت به این ترورها نشان نمی دهند.

اگر دقت کنیم آغازین انتشار خبر های تحت عنوان “ترور یک معلم در بلوچستان” به زمانی بر می گردد که یک معلم سیستانی (شیعه مذهب) کشته شد و پس از آن شهریاری نماینده سیستانی زاهدان و نماینده زابل و رسانه ها به این موضوع پرداختند و برای اولین بار این موضوع را شهریاری به “تکفیری ها” نسبت داد و پس از ایجاد توجه رسانه ها نسبت به این موضوع و تکرار این مساله، به جای بررسی دقیق علل این ترورها با فراهم آوردن جوی عاطفی ، بحث مسلح کردن معلمان شیعه یا سیستانی را مطرح کردند. اما حقیقت بسیار با اصل ماجرای بزرگ نمایی شده متفاوت بود. تا جایی که در کشته شدن جواد نوروزی بسیاری از مردم محلی این ترور را مربوط به یک مساله اخلاقی توسط این معلم می دانستند اما با طرح گسترده این موضوع سر و صداهای کوچک کاملا مضمحل شدند و در کنار آن بهره برداری گسترده ای در ورای این انتشار گسترده توسط شهریاری و اطرافیانش و سپاه پاسداران صورت گرفت. تا جایی که حتی باقر حسینی نماینده سیستان در تشییع جنازه یکی از معلمان ترور شده با لحن بسیار زننده ای به بلوچها توهین کرد و بحث را به گونه ای به شیعه- سنی و سیستانی – بلوچ تبدیل کرد.

اما وقتی ترور معلم ها را سبک و سنگین می کنیم می بینیم ترور معلمی در سراوان در پیشین و اکنون معلمی در خاش که این سه مورد بلوچ و سنی مذهب بودند هیچ گاه بحث “تروریستی” بودن مطرح نشد و هیچ گاه به طور جدی “قاتلین” مورد پیگرد قرار نگرفتند و در این میان مسئولان امنیتی و به تبع آنها دولت مساله اختلافات طائفه ای را برجسته کرده و این موضوعات را “مجرمانه و طائفه ای” عنوان کرد. گر چه روی اصل این موضوع که “معلمی” ترور شده بخاطر انگیزه های سیاسی پافشاری شد اما در نهایت این موضوع را به درگیری و اختلاف طائفه ای ربط دادند. اما عکس این موضوع در ترور معلم های شیعه و سیستانی که داستان های مشابهه هم می توانستند داشته باشند موضوع نه تنها مجرمانه تلقی نشده بلکه سیاسی شده و در آخرین مورد 33 نفر از جوانان بلوچ و بیگناه روستای نصیر آباد را بازداشت کردند و تا کنون از دستکم 12 نفرشان هیچ اطلاع زیادی در دست نیست.

در واقع دو قطبی شدن استان پس از آمدن استاندار اصلاح طلب و مخالفت های ضمنی استاندار با حضور گسترده سپاه در تامین امنیت استان و به خطر افتادن برنامه های کلان اصولگرایان و منافع فرماندهان سپاه در منطقه مرزی بلوچستان که بیش از 1000 کیلومتر مرز مشترک با افغانستان و پاکستان دارد و تنها بندر اقیانوسی ایران نیز در آن است، به روشنی نشان داده است که گاه اتفاقاتی به شکل بادکنکی برای تثبیت موقعیت نهادهای امنیتی بزرگ نمایی شده اند تا بتوانند ضرورت حضور و وجود خود در بلوچستان را بیشتر به مرکز نشینان نشان دهند و خود را در جبهه و خط مقدم به اصطلاح مبارزه با “تروریسم” و “تکفیری” های نشان دهند.

به طور مثال اگر به سخنان آقای باقر حسینی نماینده زابل دقت بفرماید مشخص می شود که چگونه ایشان از حادثه محمدان ایرانشهر (کشته شدن یک فرد در واقعه تیر اندازی ماموران به خودرو حامل گازوئیل که موجب تشنج در منطقه شد) به نفع سپاه بهره برداری کردند در حالی که در اصل هیچ وجودی از سپاه برای حل اصلی ماجرا در آن منطقه در هنگام درگیری نبوده است.

از این رو کلیه نهادهای مستقل و روزنامه نگاران و فعالان مدنی و مستقل باید در انتشار مطالبی از این دست در سایت ها بسیار دقت کنند و در این میان به بازی هایی که در بطن درگیری های بین دو جناح در منطقه در جریان هست نیز توجه کافی داشته باشند.

حبیب الله سربازی

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن