بهاری دیگر و جوانان نصیرآباد در بازداشت

خلاصه بهار و نوروزی دیگر آمد، دشت و کوه های بلوچستان و کشور سبز پوش می شوند و خانواده ها به پیک نیک و تفریح می روند و از تعطیلات نوروزی استفاده می کنند، اما خانواده جوانان بازداشت شده نصیرآباد این بهار و نوروز برای آنها صفایی ندارد، باران های بهاری تشنگی آنها را برطرف نمی کند، سرسبزی کوه و دشت ها بر روح و روان آنها طراوت نمی بخشد این تعطیلات نوروزی و ملی ایران آنها را خوشحال نمی کند آنها می بینند که بیش از یک سال و سه ماه هست که عزیزان آنها در بلاتکلیفی بسر می برند نه تنها برای خانواده ها بلکه برای مردم روستای نصیرآباد و شهرستان سرباز (البته آنهایی که وجدان بیداری دارند نه اطلاعاتی ها و کسانی که دین و وجدان خود را به یک زر فروختند) این بهار صفایی ندارد،
کمپین فعالین بلوچ- بهار سال ۹۵ در حالی به درختان شکوفه می بخشد و در خانه ها خوشی و خنده هدیه می دهد که جوانان زیادی از ملت بلوچ در بند و گروی بیگناهی خود بسر می برند و یا بهتره بگویم این جوانان و خانواده آنها نمیتوانند در این بهار و روزهای سال نو ۹۵ خنده بر لب داشته باشند، خنده و خوشی از آنها ربوده شده، خوشی و آرامشی که حق مسلم آنها است.

بدون شک تعداد این جوانان و بازداشت شدگان به قدری زیاد است که نه تنها در این نوشتار نمی گنجد بلکه فکر نکنم که کسی از فعالان بلوچ مدعی شود که آمار همه آنها را دارد.

من در این مقاله قصد دارم در مورد جوانان نصیرآباد بگوید، نصیرآباد روستایی که از خرداد ۸۷ و با بازداشت تعدادی از علما و جوانان آن و اعدام و ترور علما و جوانان نصیرآباد بر سرخط اخبار رسانه ها آمد و در ۱۴ دی ماه ۹۳ و یورش وحشیانه سپاهی ها و بازداشت۳۳ نفر از جوانان بیگناه این روستا و فراری دادن بیش از ۱۵ نفر از اهالی آن، خبرهای این روستا در رسانه ها اوج گرفت و نصیرآباد را از روستایی منطقه ای و استانی به روستایی با افقی تا دور دستها تبدیل کرد.

مجامع بین المللی که در مورد نقض حقوق بشر در ایران کار می کنند با محکوم کردن قتل و کشتار و بازداشت نظام ایران در این روستا خواستار آزادی جوانان بازداشت شده ای این روستا شدند و ۱۴ دی ماه و بازداشت فله ای جوانان این روستا جزو موارد مهم و عمده نقض حقوق شهروندان بلوچ و اقلیت های قومی و مذهبی جمهوری اسلامی در سال ۹۳ اعلام شد.

جا دارد از رسانه هایی که واقعا با خانواده های این بازداشت شده ها همکاری کردند کمال تشکر را نموده و از رسانه هایی دیگری که مدعی استقلال هستند اما به خود زحمت ندادند و خبر این بازداشت های فله ای را منتشر نکردند یا اینکه درست بلندگوی نظام بودند و اتهامات وارده و متناقض سپاه و مسئولان استان و کشور را به این جوانان بازتاب می دادند گله کرد البته این رسانه ها بیشتر به خودشان ضربه زدند و اعتماد مردم بلوچ را از دست دادند امروز ملت بلوچ می داند که رسانه هایی که مدعی استقلال خود هستند و خود را وابسته نمی دانند چقدر وابسته و بلند گو و گوش بفرمان آخوندهای ایران و چشم به جیب آنها هستند.

خلاصه بهار و نوروزی دیگر آمد، دشت و کوه های بلوچستان و کشور سبز پوش می شوند و خانواده ها به پیک نیک و تفریح می روند و از تعطیلات نوروزی استفاده می کنند، اما خانواده جوانان بازداشت شده نصیرآباد این بهار و نوروز برای آنها صفایی ندارد، باران های بهاری تشنگی آنها را برطرف نمی کند، سرسبزی کوه و دشت ها بر روح و روان آنها طراوت نمی بخشد این تعطیلات نوروزی و ملی ایران آنها را خوشحال نمی کند آنها می بینند که بیش از یک سال و سه ماه هست که عزیزان آنها در بلاتکلیفی بسر می برند نه تنها برای خانواده ها بلکه برای مردم روستای نصیرآباد و شهرستان سرباز (البته آنهایی که وجدان بیداری دارند نه اطلاعاتی ها و کسانی که دین و وجدان خود را به یک زر فروختند) این بهار صفایی ندارد، آخر چطور می توانند که خوش باشند درحالی که بهترین جوانان نصیرآباد در بازداشت و بلاتکلیفی هستند جوانانی که مردم منطقه و کسانی که آنها را می شناسند به پاکی و بیگناهی آنها قسم می خورند، البته نباید فراموش کرد گاهی بیگناهی سبب در بند بودن می شود، یوسف از دامان پاکش به زندان رفت این جوانان یوسف گونه پاکی آنها سبب زندانی آنها شب عجیبه آنهایی که خود را مالک مملکت می دانند و ایران را چون باغ و خود را باغبان بلا منازع می دانند چطور گلچین کردند و بهترین و پاکترین و خوشبو ترین گل ها را از باغ زیبای نصیرآباد چیدند، گل هایی که در این فصل بهار و فصل گل و شکوفه در زندان مرکزی زاهدان پژمرده هستند گل هایی که بهار آنها هم حزان هست گل هایی که از بقیه گل های خود یعنی خانواده و جوانان نصیرآباد دور هستند.

به خدا قسم من نمیدانم این ستمگرانی که چنین ظالمانه این جوانان را از خانواده و مادران شان جدا کردند از آه و ناله مظلومانه مادرانشان نمیترسند؟

از گریه و زجّه بچه های معصوم آنها ترسی ندارند، از اشک های پدران آنها نمی هراسند؟ از جگرهای سوخته و کباب شده همسران و خواهران آنها پروایی ندارند؟

شاید در وجود آنها بجای قلب سنگ نصب شده است؟!

قرآن می گوید بعضی قلب ها از سنگ هم سخت تر هستند، چه زیبا گفته است قرآن واقعا که قرآن کتابی جاودانه است.

به امید آزادی بازداشت شدگان مظلوم نصیرآباد

یکی از جوانان نصیرآباد

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن