به بهانه چهارمین سالروز اعدام عبدالمالک ریگی / ح د سدیچ

زمانیکه میر دوست محمد بر علیه اشغال سرزمین بلوچستان توسط قشون نظامی رضاشاه، به ستیز و مبارزه مسلحانه برخاست، در آنزمان بلوچستان در سیطره حاکمیت دولت ایران نبود، از مردم فارس زبان و شیعه مذهب (به جز از بلوچهای شیعه مذهب بلوچ زبان منطقه بزمان) در سرزمین بلوچ ها، یا حداقل در قلمرو سرزمین های حکومت او خبری نبود.

 

روز یکشنبه سی خردادماه هزار و سیصد و هشتاد و نُه، نظام استبدادی آخوندی ج ا اعلام کرد،
که عبدالمالک ریگی را همانروز صبحگاهان اعدام (حکومتی بقتل رساندن) کرده است.

تاریخ نگاری!:
تاریخ اقوام و ملتهای مغلوب شده را اغلب مورخانی که از افراد قوم فاتح هستند، به شیوه ای که بر پسند میل و مزاج و در راستای اهداف فرمانروایانه شان باشد، آنرا می نگارند.

در این گذر، قوم بلوچ که در درازای تاریخش اغلب مورد هجوم اقوام و دولت های قدرتنمد دور و نزدیک قرار داشته و اکثر مغلوب گشته، از این قاعده، مستثنی نیست، و بخشی از تاریخش را بیگانگان فاتح سرزمینش، آنطوری که خودِ فاتحان دوست داشته اند، آنرا نگاشته اند و می نگارند.

به عنوان نمونه، در زمان اعدام عبدالمالک و برادر او و یک عضو دیگر جندالله توسط ج ا ایران، تقریبا همه جریان های سیاسی و مذهبی و افراد مستقل و مبارز سیاسی و فعالین اجتماعی بلوچ، در ایران و پاکستان و افغانستان و کشورهای عربی حاشیه خلیج پارس، موضع متفاوتی در مورد این اعدام گرفتند.

تعدادی از بلوچ های سرشناس اما مزد بگیر حکومت و رسانه های اینترنتی حکومتی در داخل بلوچستان، که تعدادشان از انگشتان یک دست تجاوز نمی کرد، موضعی ضد بلوچی گرفتند و بدون اشاره نمودن و توجه دادن به دلایل زایش و بوجود آمدن گروهی چون جندالله، عمل اعدام عبدالمالک توسط رژیم را آنچنان به ظاهر که به مزاج رژیم خوش آید محکوم نمودند و از آن ابراز خشنودی کردند.

در واکنش به اعدام شدگان روز 30 خرداد 1389 بعضی از سازمان و جریانها و شخصیت های مستقل سیاسی بلوچ خارج از سرزمین بلوچستان، در بیانیه ها و موضع گیری های خود فقط به تقبیح دانستن و محکوم نمودن این عمل اکتفا کردند، و بعضی دیگر با به شدت محکوم نمودن این عمل حکومت، عبدالمالک را یک مبارز و شهید راه مبارزه برای احقاق حق و حقوق بلوچستان و بلوچ ها می شمردند.

وقتی که ج ا این ستایش بعضی جریانهای سیاسی و افراد مستقل سیاسی و مذهبی بلوچ ها از عبدالمالک ریگی و تنفر و انزجار نسبت به خودش را مشاهد نمود، به نهادهای فرهنگی و تبلیغاتی خویش دستور داد، تا آنجا که می توانند، در تلویزیونها و مطبوعات و شبکه های اجتماعی بطور سیستماتیک و مداوم، به کوبیدن و خرد کردن و زیر سوال بردن دیدگاه و خط مشی سیاسی، به برچسب زدنهای سیاسی و متهم کردن افراد و احزاب و گروه های فعال مدنی و سیاسی و حقوق بشری بلوچ های خارج از ایران بپردازند.

و بر آنها برچسب جانبداری از تروریسم بزنند، و آنان را به همکاری با کسانی که امنیت کشور ایران را به مخاطره می اندازند، به جدایی طلبی و خشونت گرایی، به وابستگی به بیگانگان و آمریکا، صهیونیست و گروههای خواهان براندازی نظام ج ا و با وهابیان و تکفیری ها و سلفی ها و غیره و غیره، متهم سازند.

نهادها و گروههای تبلیغاتی و ضدتبلیغاتی حکومت بعد از آن طی ماهها و سالها تلاش، به هدف زدن اتهاماتی چون، همراهی و همکاری با تروریسم و جدایی طلبی و زدن برچسب جاسوس آمریکا و صهیونیزم و ضد انقلاب و غیره به افراد و جریان و گروههای سیاسی فعال بلوچ خارج از بلوچستان، توانست تا حدودی از بردن نام و یاد نمودن از عبدالمالک ریگی توسط این بلوچ ها، در مقالات و نبشته های سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی شان، بکاهد.

از سال 1390 به بعد همه آن افراد بلوچهایی که گاه و گذاری در مقالات و نوشته هایشان که در شبکه های اینترنتی اجتماعی منتشر می شد و در آنها سخنی در مورد جندالله و عبدالمالک بمیان می آوردند، به نظرم انگار مهقور و مرعوب بهتان و تهمت تراشی های بی اساس حکومت نسبت به خود شدند، و در سالروزهای بعدی اعدام عبدالمالک هیچگونه “سیاهی لفظی” (تحلیل و نظر و دیدگاهی به صورت نوشتاری) در سایت های اینترنتی خودشان و یا در شبکه های اجتماعی ننوشتند و منتشر نکردند.

متاسفانه آنها سکوت مطلق در باره عبدالمالک را آن طوری که حکومت خواسته اش بود تا به روز امروز عملی کرده اند و آب فرصت طلبی را به آسیاب دشمن ریختند.

این سکوت و قلم شکستگی بلوچ ها، به سران فرصت طلب حکومت ج ا این فرصت را می دهد که به تاریخ سازی مغرضانه در مورد بلوچستان دست بزند، در این مسیر حتی حکومت می خواهد در رابط با جندالله و عبدالمالک ریگی همین کار را انجام دهد، و به تاریخ سازی و تاریخ نگاری دروغین و خود درآوردی بپردازد، در باره این بهر از تاریخ نگاری، گرچه هنوز چنین فیلمی ساخته نشده اما از گفته های عوامل رژیم در این مورد، چنین می شود تلقی و برداشت کرد، که نهاد سینمایی حکومت قصد دارد.

در فیلمی که می سازد تمام کارها و مبارزات جندالله و خط مشی مبارزه مسلحانه شخص عبدالمالک ریگی علیه زیاده روی و زیاده خواهی های حکومت در بلوچستان را، ضد مردمی و ضد ملّی، ضد اسلامی و ناحق، تبهکارانه و مجرمانه نشان دهد، جندالله و عبدالملک را در نقشی که عامل همه بدبختی های اقتصادی و تبعیض های سیاسی، بیکاری و فقر مالی و عامل محروم نگهداشتن بلوچها در رسیدن به مشاغل سطوح مدیریت امور سیاسی و اقتصادی و تجاری در استان و عامل تفرقه بین شیعه و سنّی، عامل رشد وهابی و سلفی گری و منکران موضوع روایت، “ازدواج امام زمان با یک دختر تهرانی در زمان حکومت شاه” و غیره و غیره، جلوه گر نماید.
https://www.youtube.com/watch?v=w2B-NLNBUho

حکومت ضد فرهنگ و ضد بلوچ ج ا ایران عامدانه و مغرضانه قصد دارد، نوع برداشت و دیدگاههای خود در مورد جندالله را بنام واقعیت و حقیقتی از این گروه بلوچی، به صورت فیلمی که شاید در آینده آنرا بسازد، به مردم بلوچ نشان دهد و بدین نحو به نگاشتن تاریخ بلوچها بپردازد!

2 – عبدالمالک ریگی
البته با توجه به تضاد و پارادوکس ها و با در نظر گرفتن جاءطلبی و خودبزرگ بینی هایی، که عبدالمالک ریگی به عنوان یک انسان، انسانی که در عرصه مبارزات سیاسی مسلحانه، تازه کاری ناپخته و در عرف و حوزه های سیاست بازی بی تجربه بود، داشته است.
باید به این مورد اشاره شود که، این جوان بلوچ که به لحاظ طول عمر ناکام، اما در “عرصه مبارزات مسلحانه تاریخ بلوچستان” ماندگار شد، وی در میدان رویارویی و ستیز علیه زیاده خواهی و زیاده گویی های حکومت ایران در بلوچستان ،چنان نام و رّد و نقشی، به نظر بنده، از خود بر جا گذاشت، که قبل از او هیچ گروه مسلح بلوچی، که یاغی حکومت های تهران بوده اند، به چنین عملی دست نیازیده بودند.

ضربه ای که وی با همراهی همقطارانش بر پیکر فرماندهان نظامی حکومت ایران وارد آورد، در تاریخ نوّد سال اخیر هیچ یک از “جنبش های مسلحانه بلوچستان” که علیه نیروهای نظامی دولت های ایران، از سال 1920 میلادی تا بآنروز در بلوچستان به ستیز برخاسته بوده اند ، نتوانسته بودند، با حمله به یک هدف، چنین تعدادی از فرماندهان نظامی دشمن را، در یکجا هلاک نمایند.

گروه جندالله به فرماندهی وی در 28 مهرماه 1388 به حیثیت امنیتی و نظامی حکومت ایران چنان ضربه ای وارد آورد، که به کشتن چندین فرمانده رده بالای سپاه پاسدارانِ استان سیستان و
بلوچستان انجامید.

مقاومت در برابر حکمرانی مردمان غیر بلوچ بر بلوچها و سرزمینشان، “کشتن و هلاک کردن افراد نظامی، رزمی و جنگی وابسته به دشمن” حداقل در طی صد سال اخیر در بین بلوچهایی که به جنگ مسلحانه روی آورده بوده اند، پدیده ای جدید نیست، که آغاز آن با به صحنه آمدن شهید عبدالمالک ریگی و دیگر گروههای مسلح بلوچ، مانند جندالله و جیش العدل، که یک دهه است هر از گاهی مسلحانه علیه سیاست های جمهوری اسلامی به ستیز برمی خیزند، شروع شده باشد.

بدون تردید تا روزی که در ایران سیاست حکومت های مرکزی و نوع نگاه آنان نسبت به ملت بلوچ، بر پاشنه ملی گرایی ایرانی (برتر دانستن فرهنگ و زبان پارسی و مردم پارس زبان و مذهب شیعه) به چرخد، نام بردن و یا بطور ذهنی و احساسی یاد نمودن، از میر دوست محمد خان بارکزئی و عبدالمالک ریگی به عنوان مدافعان منافع بلوچستان و بلوچ در ایران، از نظر دولتهای تهران جُرمی عظیم و گناهی نابخشودنی محسوب می شده و است!

این دو شخصیت، غرض این نیست که این دو را با هم مقایسه کنم، فقط به هدف روشن شدن موضوع، از آنان به عنوان مثال و نمونه اشاره می شود، میر دوست محمد و عبدالمالک ریگی تابع زمان و مکان و امکانات و ابزارهای جنگی در دسترس دورانهای خویش بودند، هر کدام از این دو شخصیت مبارز بلوچ، با استفاده از همان وسیله و ابزار جنگی که در زمانشان رایج بوده است به جنگ بر علیه سیاستهای دولتهای مرکزی ایران رفتند.

در ضمن وضعیت سیاسی و اقتصادی، مذهبی و فرهنگی، حاکمیت و حکومتی بلوچستان، در زمان آن یکی، چنان نبود، که در زمان این یکی، چنین است.

به عنوان مثال: میر دوست محمد و عبدالمالک ریگی هر از دو جایگاه کاملا متفاوت اجتماعی بلوچستان ظهور کردند، اولی یک حاکم زاده و فرمانروای تمام منطقه مکران از سراوان و ایرانشهر و سرباز و لاشار تا ساحل دریای عمان در بلوچستان غربی بوده، دومی یک جوان سلحشور بلوچ از طایفه ریگی، که بنا بر تبلیغات حکومت ایران در سنین کودکی در بازار شهر زاهدان آب و نوار ضبط صوت می فروخته است تا امرار معاش کند، بود.

زمانیکه میر دوست محمد بر علیه اشغال سرزمین بلوچستان توسط قشون نظامی رضاشاه، به ستیز و مبارزه مسلحانه برخاست، در آنزمان بلوچستان در سیطره حاکمیت دولت ایران نبود، از مردم فارس زبان و شیعه مذهب (به جز از بلوچهای شیعه مذهب بلوچ زبان منطقه بزمان) در سرزمین بلوچ ها، یا حداقل در قلمرو سرزمین های حکومت او خبری نبود.

 

اما هشتاد سال بعد از وی، زمانی که عبدالمالک ریگی به مخالفت با سیاست ها زورگویانه دولت تهران برخاست، تمام خاک بلوچستان از شهر، روستا و دهات، تا کوی و برزن ها، تحت حاکمیت حکومت ج ا ایران قرار دارند، در موازای این مورد، در هر شهر و روستایی در بلوچستان حکومت مسجد شیعی ساخته، از مناطق دیگر ایران مردمان غیربلوچ را زیر پوشش کارمندان دولت و کارکنان مراکز اقتصادی و تجاری به بلوچستان هجرت میدهد، تا بدین منوال توازن جمعیتی، مذهبی و اجتماعی جامعه بلوچستان را، به نفع مذهب شیعی و پارسی زبانان رفته رفته تغییر دهد.

(ادامه مطلب را در آدرس سایت ذکر شده ذیل مشاهد نمائید)

 

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا
بستن